پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 602

پدیدآورندگان:

ص۶۰۲

پند داده شود بآيتهاى پروردگار او ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها پس با وجود آن تذكير روى بگرداند از آن ؟ و چون عدم تفكر و اعراض از آيات ربانى با فرط وضوح آن در غايت استبعاد و در نهايت بعد است لهذا تصدير اعراض بكلمهء ثم كه دلالت بر بعد دارد كرده إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ بدرستى كه ما از گناه‌كاران و اعراض كنندگان از حق مُنْتَقِمُونَ انتقام كشندگانيم به عذاب گوناگون پس كسى كه ظالمتر از جميع ظالمان باشد انتقام او از جملهء لوازم است .

[ سوره السجده ( 32 ) : آيات 23 تا 25 ]

وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ ( 23 ) وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ ( 24 ) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ( 25 ) وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ و هر آينه بتحقيق داديم ما موسى را كتاب تورات چنانچه داديم تو را قرآن مجيد و فرقان حميد فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ پس مباش در ريب و شك از ديدن تو قرآن را يعنى فرستادن قرآن امر عجيب نيست كه هرگز اين چنين امرى بوقوع نيامده باشد تا آنكه در آن جاى ريب و شك بماند پس بايد كه امت تو در آن شك نكنند . بنا برين اگر چه بحسب ظاهر خطاب به پيغمبر است اما مراد امت آن حضرتند و بعضى ضمير لقائه را راجع بموسى داشته‌اند به اين معنى كه ما بموسى كتاب داده‌ايم و در شك مباش در ملاقات تو موسى را يا موسى تو را چنانچه در معراج اين ملاقات بمنصهء ظهور رسيد وَ جَعَلْناهُ و گردانيديم ما كتاب موسى را هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ راه نماينده مر بنى اسرائيل را وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ و گردانيديم از بنى اسرائيل پيشوايانى كه راه مينمودند خلق را به احكام تورات بِأَمْرِنا بفرمان ما نه بفرمان ديگرى لَمَّا صَبَرُوا چون صبر كردند بر شدايد قوم و حوادث ايام و همچنين بعد از تو نيز اى محمد صلى اللَّه عليه و آله ميگردانيم براى امت تو امامانى از