مايل شد و قائم الليل بود تا آنكه از جانب اللَّه عتاب به او آمد كه « طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » در جوامع الجامع و مجمع البيان گفته كه مروى است كه حضرت صادق عليه السّلام « طه » مىخواندهاند كه امر از « وطأ يطأ » باشد به اين معنى كه : قدم گذار در زمين بهر دو پاى خود نه بسر انگشتان ، و اگر « طه » امر از « وطأ » بهمزه است ، قلب همزهء امر بها شده ، و اگر از « وطا » ى بالف باشد كه قلب همزهء « وطأ » بالف كرده باشند . هاى « طه » هاى وقف است نه منقلب از همزه . إِلَّا تَذْكِرَةً ليكن قرآن تذكير است ، يعنى پند مىدهد خداى تعالى به آن پند دادنى لِمَنْ يَخْشى مر آن كس را كه بترسد ، زيرا كه خائف از آيات قرآنى منتفع مىگردد ، بنا بر اين ترجمه « الا تذكرة » بمعنى « لكن تذكيرا » است كه كلمهء « الا » بمعنى « لكن » استثناء منقطع باشد . تَنْزِيلًا اى « نزلناه تنزيلا » يعنى فرو فرستاديم قرآن را فرو فرستادنى مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ از جانب خالقى كه بيافريد زمين را وَ السَّماواتِ الْعُلى و آسمانهاى مرتفع بلند را « العلى » جمع « العليا » است كه « عليا » مؤنث « اعلى است ، انتقال از تكلم بسوى غيبت به جهت تفنن در كلام است و اظهار تعظيم نازل كننده به خالق بودن اجرام علوى و سفلى ، و تقديم ارضى به جهت قرب آنست بحس الرَّحْمنُ بتقدير « هو الرحمن » است يعنى آن خالق ارض و سماوات خداوند بخشنده است عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى خبر بعد از خبر « هو » مقدر است ، يعنى آن خالق اجسام سفلى و اجرام علوى بر عرش مستولى است و عرش به آن عظمت در تحت قدرت كاملهء او است . لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مر او راست آنچه در آسمانها است از مبدعات علويه و آنچه در زمين است از مخترعات سفليه وَ ما بَيْنَهُما و آنچه در ميان اين هر دو است وَ ما تَحْتَ الثَّرى و آنچه در تحت زمين است از كنوز و اموات و در كتاب خصال از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه همه چيز قائم بر ثرى است . و ثرى
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 48
پدیدآورندگان: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص۴۸