در حديثى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « كان اسم نوح عبد الغفار و انما سمى نوحا لانه كان ينوح على نفسه » و در حديث ديگرست كه « كان اسم نوح عبد الملك » و در حديث ديگرست كه « كان اسم نوح عبد الاعلى » و تتمهء ايندو حديثست كه « و انما سمى نوحا لانه بكى خمسمائة عام » و در عيون اخبار الرضا روايت كرده كه « اسمه السكن و انما سمى نوحا لانه ناح على قومه الف سنة الا خمسين عاما » و ممكنست كه آن حضرت را اسماء مختلفه بوده باشد اللَّه اعلم . فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً پس درنگ كرد در ميان ايشان براى دعوت به حق هزار سال مگر پنجاه سال يعنى درنگ كرد نهصد و پنجاه سال . اختيار اين عبارت و عدم اختيار تسعمائة عام و خمسين عاما را چنين وجه گفتهاند كه اگر اين عبادت را اختيار ميكرد محتمل بود كه بگويند كه اين عدد تقريبيست نه تحقيقى و مراد قريب بنهصد و پنجاه سالست نه تمام اين عدد بخلاف ذكر عدد هزار و استثناء خمسين از آن متعين است كه مراد نهصد و پنجاه سالست بدون زيادتى و نقصان و با وجود آنكه در اين مدت مديد و عهد بعيد حضرت نوح عليه السّلام دعوت قوم خود فرمود سر او علانية و احدى در نبوت شريك او نبود و ايشان به آن حضرت نگرويدند و ايمان به او نياوردند پس حضرت نوح فرمود : أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ چنانچه در روضهء كافى از ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ پس فرو گرفت آن قوم معاند را طوفان آب وَ هُمْ ظالِمُونَ و حال آنكه ايشان ستمكار بودند بر خود به اختيار شرك فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم ما نوح را وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ و يارانى را كه در كشتى با نوح بودند و ايمان به او آورده بودند در بعضى احاديث عدد ايشان هشتاد و در بعضى هشت مذكور است وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ و گردانيديم آن سفينه را علامتى بر صدق نوح براى عالميان و ميتواند كه ضمير جعلناها راجع باشد بر قصه مذكوره يعنى گردانيديم قصهء نوح را عبرتى براى عالميان .
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 510
پدیدآورندگان: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص۵۱۰