لَقَدْ جِئْتُمْ التفات از غيبت بخطاب است يعنى هر آينه بتحقيق آمديد شما اى مشركان شَيْئاً إِدًّا به چيزى زشت بسيار بد . على بن ابراهيم از ابو بصير روايت كرده كه من از حضرت صادق عليه السّلام تفسير آيهء « وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً » را پرسيدم ، حضرت فرمود : « هذا حيث قالت قريش : ان اللَّه عز و جل اتخذ ولدا من الملائكة اناثا . فقال اللَّه تبارك و تعالى ، ردا عليهم : لقد جئتم شيئا ادا ، اى عظيما » تَكادُ السَّماواتُ نزديك شد كه آسمانها يَتَفَطَّرْنَ شكافته شوند مِنْهُ از اين قول وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ و شكافته شود زمين وَ تَخِرُّ الْجِبالُ و بيفتند كوهها هَدًّا در حالتى كه آن كوهها ريزهريزه شده باشند . أَنْ دَعَوْا اى « لان دعوا » يعنى از جهت آنكه خواندند لِلرَّحْمنِ براى خداوند بخشندهء منزه از ولد وَلَداً فرزندى . وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً و سزاوار نيست مر خداى بخشنده را جلت و عظمت نعمائه اينكه اخذ كند براى خود فرزندى . و گفتهاند كه : مراد از شق سماوات و ارض و خرور جبال از آن سخن اين است كه اگر اين سخن مصور به صورت جسمانى گردد هر آينه اين اجرام عظيمه و اجسام صلبه را تاب تحمل آن نباشد بلكه همه منشق و ريزهريزه گردند ، و ترتب حكم عدم اتخاذ ولد بر اسم « رحمن » اشارت بر دليل اين مقدمه است ، زيرا كه چون خداى تعالى رحمان و بخشندهء نعم است بر مخلوقات ، پس ما عداى آن منعم ، يا نعمت است و يا منعم عليه و هيچيك از اينها مجانس منعم نيستند تا آنكه صلاحيت ولديت او داشته باشند . إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كلمهء « ان » بمعنى « ما » نافيه است ، يعنى نيست هر كه در آسمانها و زمين است إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ مگر آينده بسوى خداى بخشنده عَبْداً در حالتى كه مملوك و بندهء او باشند و ملائكه و عزير و عيسى در اين مملوكيت و بندگى شريكند پس چگونه فرزند او توانند بود . لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا هر آينه بتحقيق سبحانه و تعالى حصر كرده و شمرده
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 44
پدیدآورندگان: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص۴۴