پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 472

پدیدآورندگان:

ص۴۷۲

وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ و ديگر به اين ندا كرده شد كه بيفكن عصاى خود را و چون به حكم الهى آن عصا را انداخت مارى شد كه به اين طرف و آن طرف حركت ميكرد فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ پس چون ديد موسى عصا را كه بسرعت تمام حركت مىكند كَأَنَّها جَانٌّ گويا كه ماريست در هيئت و در جثه و در حركت وَلَّى مُدْبِراً اى ولى منهزما يعنى برگشت موسى حالكونى كه هزيمت‌كننده بود از خوف و هراس وَ لَمْ يُعَقِّبْ و بازنگشت تا احوال آن را معلوم كند درين وقت ندا رسيد كه يا مُوسى أَقْبِلْ اى موسى برگرد و رو به طرف عصاى خود بيار وَ لا تَخَفْ و مترس إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ بدرستى كه تو از امان‌يافتگانى از جميع مخاوف « إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ » اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ و درآور دست خود را در گريبان خود تَخْرُجْ بَيْضاءَ تا بيرون آيد سفيد درخشنده مِنْ غَيْرِ سُوءٍ از غير بدى و بدون عيبى و علتى وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ و ضم كن بسوى خود جَناحَكَ دست خود را مِنَ الرَّهْبِ از جهت ترس يعنى دست خود را به سينه بگذار تا ترس تو از ديدن دست درخشان و گرديدن عصا مار زايل گردد زيرا كه گفته‌اند كه گذاشتن دست بر سينه باعث تسكين خوف و هراس است و اين معنى از ابن عباس منقولست فَذانِكَ پس اين عصا و يد بيضا بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ دو دليلى انداز جانب پروردگار تو بر حقيت تو و رسالت تو إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ بسوى فرعون و قوم او إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ بدرستى كه ايشان هستند گروهى بدركار و مستحق فرستادن رسول نيكوكردار .

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 33 تا 35 ]

قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ ( 33 ) وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ ( 34 ) قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ ( 35 )