Skip to main content

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — Page 469

Contributors:

P.469
مخفى نماند كه اين آيت دلالت دارد بر اينكه در شريعت شعيب جايز بوده كه عمل زوج يا نفس زوج را مهر زن او گردانند و جايز بوده كه در متن عقد تعيين زوجه ننمايند و همچنين نكاح منعقد ميشده به گفتن «
إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ
» اگر چه بعضى گفته‌اند كه اين استدعاء عقد بوده نه صيغه عقد . در من لا يحضره الفقيه روايت كرده از حضرت صادق عليه السّلام و او از پدر بزرگوار خود كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده‌اند كه حلال نيست در اسلام نكاح به اجاره به اين قسم كه شخصى بگويد كه من كار ميكنم براى تو در دو سال يا سه سال به شرطى كه خواهر خود يا دختر خود را به نكاح من درآرى « و فى حديث آخر انما كان ذلك لموسى بن عمران عليه السّلام لانه علم من طريق الوحى هل يموت قبل الوفاء ام لا فوفى باتم الاجلين » مولانا احمد اردبيلى رحمه اللَّه تعالى گفته كه صحت اين چنين عقد و نكاح در شريعت ما محل تاملست و محقق در شرايع نكاح به اين صداق را صحيح ميداند .
قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ
گفت موسى بشعيب اين عهد ميان من و تو قايم است و اصلا خلاف آن نكنيم
أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ
هر كدام از اين دو مدترا كه بگذارم و به اتمام رسانم
فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ
پس هيچگونه تعدى نباشد تو را بر من
وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ
و خداى تعالى بر آنچه ميگويم گواهست .

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 29 تا 30 ]

فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ( 29 ) فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ( 30 )
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ
پس آن هنگام كه بگذارد موسى مدت معهوده را كه ده