لِلْعالَمِينَ مر همهء مكلفين را از انس و جن نَذِيراً بيمكننده از عذاب الهى و باز حق سبحانه و تعالى در بيان صفت كاملهء خود مىفرمايد كه متعالى الذات و الصفات الَّذِي آن خدائيست كه لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر او راست سلطنت آسمانها و زمين وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً و فرا نگرفت به جهت خود فرزندى وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ و نبود مر او را شريكى در سلطنت و پادشاهى عالم و عالميان وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ و ايجاد كرده خداى تعالى و خلعت وجود بخشيد همه چيز را بنا بر مقدمهء « لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه » و اينمعنى منافات ندارد با دخيل بودن عباد در افعال خود و جزء اخير علت تامه بودن در آن افعال . و ابن بابويه رضى اللَّه تعالى عنه در كتاب عيون اخبار - الرضا از آن حضرت روايت كرده كه « افعال العباد مخلوقة للَّه تعالى خلق تقدير لا خلق تكوين و اللَّه خلق كل شىء و لا نقول بالجبر و التفويض » و در كتاب خصال از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه « الاعمال على ثلاثة احوال فرايض و فضائل و معاصى اما الفرائض فبامر اللَّه و برضاء اللَّه و بقضاء اللَّه و تقديره و مشيته و علمه عز و جل و اما الفضائل فليس بامر اللَّه و لكن برضاء اللَّه و بقضاء اللَّه و بمشية اللَّه و بعلم اللَّه تعالى و اما المعاصى فليست بامر اللَّه و لكن بقضاء اللَّه و به قدر اللَّه و بمشيته و بعلمه ثم يعاقب عليها » و مصنف كتاب خصال يعنى ابن بابويه رحمه اللَّه تعالى بعد از نقل اينحديث گفته كه معنى معاصى بقضاء خداى تعالى است اينست كه قضاء بمعنى حكم است و خداى تعالى حكم كرده عباد را كه بجا نيارند آن معاصى را و معنى اينكه معاصى به قدر خداى تعالى است اينست كه خداى تعالى ميداند مبلغ و مقدار آن معاصى را و معنى اينكه بمشيت خداى تعالى است اينست كه خواسته است خداى تعالى كه منع نكند عاصى را از ارتكاب معاصى مگر بزجر و قول نه بجبر و قهر فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً پس كتابت كرد آنها را در كتابى براى ملائكه كتابت كردنى . صاحب مجمع البيان اين چنين تفسير كرده و بعضى گفتهاند كه مراد از « فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً » اينست كه مهيا و آماده ساخت
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 319
پدیدآورندگان: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص۳۱۹