پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 164

پدیدآورندگان:

ص۱۶۴

آن چيزى است كه از پيش فرستاده دستهاى تو يعنى بسبب چيزى است كه تو آن را كسب كرده‌اى از كفر و معصيت و اگر قول در صدر « ذلك » تقدير نكنند اين خطاب بطريق التفات خواهد بود وَ أَنَّ اللَّهَ و بسبب اين است كه خداى تعالى لَيْسَ بِظَلَّامٍ اى : بذى ظلم . يعنى نيست خداوند ستم و ستم‌كننده لِلْعَبِيدِ مر بندگان را بلكه هر كه را موافق عمل جزا مىدهد و عمل مجادلين مقتضى اين خزى و عذاب است و ذكر « ظلام » بصيغهء مبالغه جهت كثرت بندگان است يعنى ستم‌كننده نيست بر هيچ فردى از افراد انسانى و يا اشارت است بر اينكه چون صفات الهى همه بمرتبهء كماليت و تماميت است پس اگر بالفرض ظالم مىبود در مرتبهء كمال ظلم ميبود .

[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 11 تا 13 ]

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ ( 11 ) يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ ( 12 ) يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ ( 13 ) وَ مِنَ النَّاسِ ، مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ و از ميان مردمان كسى هست كه عبادت كند خداى تعالى را عَلى حَرْفٍ بر شك و بدون ثبات ، و اين تشبيه است بر شخصى كه بر كنار كوهى لغزنده نشسته باشد كه ثبات و قرار بر او متعذر باشد يا مراد اين است كه بعضى از مردم عبادت خداى تعالى ميكنند بر وجه واحد يعنى در وقت وسعت و فراغت نه در وقت شدت و محنت و اين هر دو وجه در كتاب قاموس مذكور است و اول در تفسير على بن ابراهيم ، و مؤيد ثانى است قول خداى تعالى كه مىفرمايد فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ پس اگر برسد او را نيكويى مانند صحت و مال اطْمَأَنَّ آرام گيرد و ثبات ورزد در دين أَصابَهُ بسبب آن خير و نيكويى وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ و اگر برسد او را بلائى و محنتى انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ اى : انقلب على شكه الى الشرك . چنانچه در اصول كافى از حضرت