Skip to main content

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — Page 914

Contributors:

P.914
خود ماهى شور را بعد از آنكه يوشع آن را به آب چشمهء حيوان شسته بود موسى ترك طلب او كرد و يوشع ترك بيان زنده شدن او نمود
وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ
پس بعد از زنده شدن فرا گرفت آن ماهى راه خود را
فِي الْبَحْرِ
در دريا
سَرَباً
مانند كوچه درازى و ميتواند كه « سربا » مفعول مطلق « فاتخذ سبيله » باشد به اين تقدير كه « فسرب سربا » يعنى راه واكردن آن ماهى براى خود راه وا كردنى .
فَلَمَّا جاوَزا
پس چون عالم را نشناخته از مجمع البحرين گذشتند و بحوالى آن در طلب عالم روان شدند
قالَ
گفت موسى
لِفَتاهُ
مر وصى و خدمتكار خود يوشع را
آتِنا غَداءَنا
بيار براى ما چاشت ما را
لَقَدْ لَقِينا
هر آينه بتحقيق رسيديم ما
مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً
ازين سفر خود كه تجاوز از مجمع البحرين است برنج و سختى .
قالَ
گفت يوشع بموسى :
أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ
آيا خبر دارى چون كه جاى گرفته بوديم ما بقرب سنگى كه در مجمع البحرين بود
فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ
پس بدرستى كه من بسبب عجلتى كه در سفر داشتم ترك كردم كه احوال ماهى و زنده شدن آن را به تو اعلام نمايم
وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ
« أن اذكره » بدل ضمير « أنسانيه » است و حاصل كلام اينست كه و ترك نفرمود مرا از ذكر آن مگر شيطان به اين معنى كه اين ترك كه من كردم مانند تركى است كه شيطان باعث آن باشد
وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً
معطوفست بر «
فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ
» به اين معنى كه پس من ترك كردم ماهى را در بالاى آن سنگ و فرا گرفت آن ماهى راه خود را در دريا راه عجبى و بنا برين «
وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ
» جملهء معترضه است و ايراد اين جملهء معترضه اشارتست بر ذكر سببى براى نسيان و ترك و « عجبا » درين تفسير مفعول ثانى « اتخذ » است و ميتواند كه « عجبا » صفت مفعول مطلق محذوف باشد به اين تقدير كه « و اتخذ سبيله فى البحر اتخاذا عجبا » يعنى و فرا گرفت آن ماهى راه خود را در دريا فرا