سه روز كس فرستادى ، و گفتى سوگند خوردهام كه وديعه باز نستانم ، و فى الواقع از آن مستغنىام ، اكنون شما آن را در ذمّه معيشت خود صرف نمائيد تا سوگند من راست شود و من سپاس دارم و ممنون منّت باشم به اين طريقه صدقهها به درويشان كرم مىنمودى تا بههيچوجه وضع منّت در ميان نبودى قوله تعالى
« قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا »
اين « ما » در اين موضع محمول بر دو معنى مىتواند بود يكى آنكه بمعنى استفهام باشد اى « ما ذا نطلب و ما نريد هل فوق هذه من مزيد » يعنى چون بضاعت خويش در ميان بار ديدند ، گفتند : اى پدر ما اكنون چه خواهيم ؟
و بر اين احسان و اكرام كه با ما پيش بردند چه مزيد جوئيم ؟ كه ما را اكرامى نمود و طعام بما فروخت و باز بهاى آن بما باز داد و معنى ديگر آنكه « ما » بمعنى نفى باشد « اى لا نطلب منك شيئا لثمن الغلّة » ما از تو اى پدر چيزى ديگر نمىخواهيم از براى بهاى غلّه ، به همين بضاعت غلّه مىخريم و به سر اهل عيال خود مىآريم
« وَ نَمِيرُ
« 1 »
أَهْلَنا »
يقال ما راحلة يميرهم اذا جاء باقواتهم من بلد
« وَ نَحْفَظُ أَخانا »
و در رفتن و آمدن محافظت برادر خويش مىكنيم
« وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ »
شتروارى ديگر گندم از براى برادر خويش زياده مىگيريم چه هر فردى را شتروارى گندم مقرر است
« ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ »
يعنى شتروارى غلّه اگر چه نزد ما بسيار گرانست و ليكن نزد عزيز اندك و ارزانست .
يعقوب فرمود : اين سخن شما وقتى استوار دارم كه وثيقه در ميان آريد و پيمان را بايمان مؤكّد سازيد
« لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ »
نفرستم ابن يامين را با شما تا آنگاه كه پيمان دهيد و عقدى استوار بنديد ، و خداى تعالى را بر خويشتن گواه گيريد ، و بحقّ محمد خاتم پيغمبران سوگند ياد كنيد كه با اين برادر غدر نكنيد و او را به من باز آريد
« إِلَّا أَنْ يُحاطَ بِكُمْ »
( اى
هامش
( 1 ) - ح : يسأل ما راحلة غيرهم اذا جاء باقواتهم من بلد الى بلد« وَ نَحْفَظُ أَخانا »ما راحلة غيرهم .