شبهاى تار در غم ما سوختى چو شمع * تا عاقبت بوقت « 1 » وصالم رسيدهء
از به سكه در فراق رخم مىگريستى * آخر بكام خويش جمالم به ديدهء
قوله تعالى
« فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ »
چون كودك پيراهن يوسف را ميان مجرم و غير مجرم حكم ساخت ، عزيز در پيراهن نظر كرد از جانب قفا شكافته ديد گفت :
« إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ »
دست از ملامت يوسف بازداشت و روى ملامت بسوى زليخا آورده كه اين ناشى از كيد شما است
« إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ »
.
[ بيان آنكه خداوند دوازده امر را عظيم شمرده است ]
بسط كلام - حقّ تعالى جلّ ذكره دوازده چيز را عظيم خواند .
اول - ذات حضرت خود را سبحانه و تعالى عظيم خواند
« وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ »
.
دويّم - عرش را عظيم خواند
« رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ »
.
سيّم - خلق حضرت رسالت عليه الصّلاة و السّلام را عظيم خواند
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
.
چهارم - ذبح حضرت اسماعيل را عظيم خواند
« وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ »
.
پنجم - روز قيامت را عظيم خواند
« أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ »
.
ششم - زلزلهء آن روز را عظيم خواند
« إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ »
.
هفتم - نجات بنده را از نار جحيم و وصول بدار نعيم عظيم خواند
« ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
.
هشتم - شرك را عظيم خواند
« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »
.
نهم - بهتان را عظيم خواند
« سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ »
.
دهم - سحر سحرهء فرعون را عظيم خواند
« وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ »
.
يازدهم - عرش بلقيس را عظيم خواند
« وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ »
.
هامش
( 1 ) - الف : بنور وصالم .