تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
و ترا آن روز عذرى كه موافق واقع بود ، و دليلى كه بر صلاح عفت تو باشد ميسر نگردد ، ندانم تا از غرامت افعال ناپسنديدهء خويش چگونه بيرون آئى ، مگر كه هم كرم خداوندى افعال ناپسنديدهء ترا چنانچه يوسف بزليخا بازبست بشيطان لعين منسوب دارد كه
« الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ »
قوله تعالى
« وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها »
. قومى از علما چون حسن بصرى ( رحمة اللّه عليه ) و غيره برآنند كه اين شاهد مردى بود بزرگ ، حكيمى كه شهادت وى مشتمل بود بر دليل عقلى بر صدق قول يوسف . فامّا جمهور مفسران برآنند كه آن كودك بود ، عم‌زادهء زليخا بود ، بقولى چهل روزه بود و بقولى سه‌ماهه « تمليخا » نام ، در گهواره بود و زليخا او را به فرزندى اختيار كرده بود ، جبرئيل را فرمان آمد تا در دهان وى در دميد ، تا آن كودك به سخن درآمد . و روايتى آنست كه چون يوسف گفت
« هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي »
عزيز گفت : اى يوسف صدق دعواى تو مگر به بيّنه ظاهر گردد . يوسف گفت : در آن خانه هيچ‌كس نبود كه گواهى او تواند نمود ، همين كودك شيرخواره بود ، پس اگر ملك تعالى خواهد كه برائت ساحت من از اين فعل ناپسنديده ظاهر گرداند قادر است كه زبان اين كودك را به شهادت گويا گرداند ، فى الحال جبرئيل آمد و در دهان كودك دميد و يوسف را بشارت داد ، يوسف روى بعزيز آورد و گفت : اى عزيز احوال از اين كودك معلوم كن . عزيز روى به كودك آورده گفت : گناه كدام يك از اين‌ها است . كودك گفت : مرا غمّازى نفرموده‌اند به بين كه شكاف پيراهن از كدام جانب است . نكته - اى درويش كودك از اهل زليخا بود
« وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها »
بگواهى كه به راستى از براى يوسف ادا كرد اهل يوسف آمد ، كسى كه گواهى به وحدانيت حقّ تعالى داده باشد هر چند اهل معصيت بوده باشد اگر از جملهء اهل اللّه گردد چه عجب .