تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
سخن گفتن و اشاره نمودن به سرانجام و عاقبت كار
« وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ يَعْقُوبَ »
. و اتمام كند نعمت خود را بر تو و بر اولاد يعقوب . و مراد از اين نعمت بعضى گويند نعمت اسلام است و بعضى گويند نعمت نبوّت است چنان كه در آيه ديگر بر اين معنى اشعارى فرموده كه
« فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ »
و به اين تقدير دليلست اين آيه بر نبوت همه فرزندان يعقوب و تمامى نعمت بكمال رسانيدن نعمت است بر منعم عليه و ابتداى نعمت درباره فرزندان يعقوب آن بود كه ايشان را از اصلاب انبيا بيرون آورد و اتمام نعمت آنكه به خلعت نبوتشان مشرف گردانيد بوحى خويش مؤيد ساخت .
« كَما أَتَمَّها عَلى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ »
چنان كه تمام كرد نعمت خود را بر پدر تو و جدّ تو . ابراهيم و اسحاق پيش از تو بتأييد نبوت و رسالت و هر يك از ايشان را به نعمت‌هاى خاص اختصاص فرمود و نعم دنيويّه و اخرويه درباره ايشان مقرر « 1 » گردانيد .
« إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ »
به درستى و راستى كه پروردگار تو دانا است كه را استحقاق اجتباست و هر چه مىسازد به مقتضاى حكمت مىسازد و هر كه را مىخواهد مىنوازد و هر كه را مىخواهد مىگدازد .

اما اللطائف و الاشارات فى هاتين الآيتين

قال اللّه تعالى :
« يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ »
بدانكه اين آيه دليلست بر حقيقت علم تعبير و رفعت شأن و عظمت برهان او كه اگر خواب صادق و تعبير موافق را نزد ارباب علم و حكمت اعتبارى چندان نبودى يعقوب مر يوسف را از تقرير آن نزد برادران منع نفرمودى و از اينجاست كه . ابن عباس گويد : كه علم تعبير عجيب‌ترين علومست و معبران را تا چند علم ملكه نباشد تعبير ميسر نگردد . اول علم حساب مىبايد . ديگر معرفت اوقات و علم طباع و حكمت و لغت و علم كتاب و حديث و بايد كه به حليّت تقوى محلّى باشد و بعلوم لدنّى مؤيد و بتوفيقات عنايت موفق تا علم تعبيرش ميسر گردد و اين علم
هامش
( 1 ) - د : و نعم دنيويه با نعم اخرويه درباره ايشان مقرون گردانيد .