رؤيت اينجا بمعنى خواب است . آنست كه سجود كواكب « 1 » حقيقتا معقول نيست و ديگر آنكه يعقوب فرمود مر يوسف را گفت
« لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ »
« 2 » .
كشف -
« أَحَدَ عَشَرَ »
دو اسم است كه با يكديگر تركيب يافته و هر دو مبنى بر فتح آمده
« وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
.
در اين آيه چند سؤال ايراد فرمودهاند « 3 » كشف اول آنكه
« رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
.
در اين آيه چند سؤال ايراد فرمودهاند « 3 » كشف اول آنكه
« رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
در ذوى العقول مستعمل است نه در جمادات ، حكمت در ايراد اين دو كلمه مختص بذوى العقول از براى جمادات چه بود .
جواب آنست كه چون سجود از افعال ذوى العقول بود لا جرم در وقت اسناد آن بجمادات به صيغهء ذوى العقول ايراد فرمود . چنان كه در باب اصنام فرمود :
« تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ »
.
سؤال دويم آنكه ، اول فرمود :
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً »
و باز مىفرمايد كه :
« رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
. اعادهء لفظ رؤيت را حكمت چيست و فايده تكرار چه ؟ .
جواب « 4 » بر دو وجه است .
كشف اول « 5 » آنكه رؤيت اول عبارتست از رؤيت اشخاص و رؤيت ثانيه اشاره به رؤيت افعال « 6 » . يعنى ديدم ذات ايشان را و بعد از آن ديدم كه مرا سجده مىكردند .
سبب « 7 » - جواب ديگر آنكه يوسف بعد از آنكه نزد پدر حكايت خواب خود مىفرمود ، گفت ماه و آفتاب و كواكب را در خواب ديدم . پدر از وى پرسيد : كه چگونه ديدى گفت
« رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
ديدم كه مرا سجده مىكردند .
هامش
( 1 ) - د : سجود كواكب حقيقى معقول نيست .
( 2 ) - د - ح : لا تقصص .
( 3 ) - د : اول رأيتهم و ساجدين .
( 4 ) - د - ح : جواب اين بر دو وجه است .
( 5 ) - د : كش اول .
( 6 ) - د - ح : گفت .
( 7 ) - د : بدون سبب .