استبعاد بعد از آن حق تعالى رد استبعاد رجع ميفرمايد كه .
قَدْ عَلِمْنا
بدرستى كه ما ميدانيم
ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ
آنچه كم گرداند زمين و بخورد
مِنْهُمْ
از گوشت و پوست و استخوان و ساير اجزاى ايشان و هر گاه لطافت علم ما وارسيده باشد بجميع جزئيات پس چگونه قادر نباشيم بر رجع آنچه زمين ساخته باشد و خورده از لحوم و عظام ايشان در خبر است از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه همهء اعضاى فرزند آدم پوسيده و ريزيده شود مگر استخوان عصعص كه اصل ذنب است و حق تعالى در نشاء آخرت اجزاى متفرقه را به آن استخوان ضم كند و زنده نمايد و باحاديث صحيحه ثابت شده كه اجزاى انبيا و اولياء و اوصيا و شهدا هركز پوسيده نشود بلكه به همان حالة اولى احياى ايشان نمايد
وَ عِنْدَنا
و نزد ماست
كِتابٌ حَفِيظٌ
نوشتهء كه حافظ تفصيل احوال جميع اشياست مراد لوح محفوظ است كه تفاصيل همهء اشيا در آن مودوع است و همهء حالات مكونات در آن مكتوب و مندرج و از تغيير امور و تبديل مبدل محفوظ هر گاه نزد ما اين نوع كتاب باشد كه متضمن جميع جزئيات باشد پس چگونه عالم باجزاى آن نباشيم و بر احياى آن قدرت نداشته باشيم و نه آنست كه ايشان معترف باشند .
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ
بلكه به جهت عدم تفكر و تدبر تكذيب كردند و نگرويدند به حق كه قرآنست يا محمد
لَمَّا جاءَهُمْ
آنهنگام كه آمد بايشان قرآن كه در كمال اعجاز است يا محمد كه صاحب معجزات و آياتست
فَهُمْ
پس آن مكذبان
فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ
در كارى شوريده و مضطرب و بهم بر آمدهاند چه گاهى قرآن را بسحر و وقتى بشعر و گاهى بافسانه نسبت ميدهند و پيغمبر را زمانى مجنون ميگويند و گاهى كاهن اصلا بيك امر قرار نميدهند بجهة تحير ايشان در امر آن و فرط جهالة ايشان به حال او بعد از آن اقامت دليلى مىكند بر قدرة خود بر بعث بقوله .
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا
آيا نمينگرند منكران بعث و حشر
إِلَى السَّماءِ
بسوى آسمان كه واقع شده
فَوْقَهُمْ
بر زبر سر ايشان كه بمحض قدرت
كَيْفَ بَنَيْناها
چگونه بنا كردهايم و آن را برداشته طبقهء بالاى طبقهء
وَ زَيَّنَّاها
و بدرستى كه آن را بكواكب ثابت و ستارههاى سياره آراستهايم
وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ
و نيست مر آنها را هيچ فرج ها و شكافها و آفريدن چيزى بدين عظمة و رفعت با حسن ترتيب و انتظام اطباق بدون فرجه و رخنهء و عيبى دليل واضح است بر كمال علم و حكمة پس بلا شبهه بر بعث قادر باشيم و تكذيب كفار محض عناد باشد .
وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها
و زمين را بازكشيديم و گسترانيديم بر روى آب
وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ
و افكنديم در وى كوههاى بلند استوار تا بسبب ثقل آنزمين بر حالت خود قرار گيرد مانند سفينه