Skip to main content

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — Page 173

Contributors:

P.173
نمود گفتند موضع آن شتر كجاست فرمود در فلان شعب زمام او در ساق درخت پيچيده بعضى برفتند به آن جا همچنان بود كه آنحضرت فرموده بود شتر را باز كرده بمعسكر همايون او آوردند آن منافق ايمان آورد و چون بمدينه نزديك شدند تابوت رفاعه ديدند كه بنى قينقاع برداشته به بقيع آوردند تا دفن كنند چون سپاه نصرت پناه نبوى بوادى عقيق رسيدند پسر عبد اللّه ابى توقف نمود تا پدر او برسيد و شتر او را بخوابانيد و پاى بر دست شتر نهاد گفت به خدا سوگند كه ترا نگذارم كه بمدينه در آئى تا وقتى كه پيغمبر اذن دهد و بداند كه اذل توئى و اعز اوست عبد اللّه شكاية پسر پيش رسول فرستاد رسول كسى را فرستاد كه پدر را رنجه مدار و بگذار تا بمدينه درآيد پسر گفت چون امر رسول چنين است ترا وا گذاشتم و در آن دو سه روز بيمار شد و رخت بدار الجزا كشيد و زيد بن ارقم چون بمدينه آمد به جهت تعرض و ملامت انصار به او مغموم و مهموم در خانه بنشست حق تعالى براى تصديق زيد و تكذيب ابن ابى به حضرت رسالت پناه خطاب كرد كه ايمحمد چون بيايند منافقان يعنى ابن ابى و احزاب او
قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ
گويند گواهى مى دهيم آنكه تو رسول خدائى و منافق نيستيم و بدل و زبان رسالت ترا معتقديم
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ
و خداى مىداند كه تو رسول اوئى به حق چه اوست كه مرسل تست
وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
و خداى گواهى مىدهد آنكه منافقان دروغ گويانند در گواهى خود پس شهادت دروغ باشد .
اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً
فرا گرفتند آن منافقان سوگندان خود را كه بدروغ ميخورند سپرى يعنى آن را وقايهء خود ساختند تا بسبب آن از قتل و سبى ايمن شوند
فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
پس باز ميدارند مردم عوام را بشهادت باطله از راه حق كه طريق اسلام است
إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
بدرستى كه ايشان بد عمليست آنچه هستند كه ميكنند از اظهار ايمان و خلاف آن و منع مردمان از ايمان .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا
اين قول ايشان كه شاهد است بر بدى اعمال بسبب آنست كه ايشان گرويدند بر زبان و خود را در زى مسلمانان نمودند
ثُمَّ كَفَرُوا
پس نگرويدند بدل و مبين گشت نفاق ايشان از اقوال ايشان
فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ
پس مهر نهاده شد بر دلهاى ايشان تا بسبب اين علامت ملائكه ايشان را از اهل ايمان امتياز كنند و بر ايشان لعن كنند
فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
پس ايشان نميدانند ايمان را تا حق را از باطل امتياز كنند مرويستكه ابن ابى مردى جسيم و نيكو صورت بود و فصيح و جمعى ديگر منافقان نيز به اين