آب ظاهرى جسمانى شست و شو داد ؟ ! » .
نگارنده گويد : شستن دل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از مسائل معركه آراء ميان علما و متكلّمين است و بسيار گفتگو در اين باره شده است ؛ شيخ عبد الجليل رازى ( ره ) در كتاب نقض اصرار زيادى بر عدم قبول روايات وارده در اين باب دارد ، و همچنين ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود ، و همچنين ابو المحاسن ( ره ) در همين تفسير ليكن گروهى از علما كه از آن جمله علّامهء مجلسى ( ره ) است جرأت بر عدم قبول اخبار نظر بكثرت آنها و نقل شدن آنها در كتب تا حدّى معتبر ، قائل بتوقّف در ردّ و قبول آنها شده است و ما كلام وى را در تعليقات نقض نقل كردهايم فراجع ان شئت .
مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين در اوّل سورهء اسراء بعد از ذكر آيهء
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ »
گفته :
« اكثر علما برآنند كه معراج در سال دوازدهم از مبعث بود و در ماه آن اختلاف كردهاند كه ربيع الاوّل است يا رمضان يا شوّال يا ربيع الثانى ؛ و اشهر اينها شب بيست و هفتم رجب است ، و رفتن آن حضرت از مكّه ببيت المقدّس بنصّ قرآن ثابت شده و منكر آن كافر است .
و عروج بر آسمانها و وصول بمرتبهء قرب باحاديث صحيحهء مشهوره كه بحدّ تواتر رسيده ثابت گشته و هر كه انكار آن كند ضالّ و مبتدع باشد ، و معتقد اكثر أهل اسلام آنست كه عروج آن حضرت بجسد و روح بوده معا ؛ و در بيدارى بوده ، و آنان كه در اين قضيّه ثقل جسد را مانع دانند از صعود ؛ أرباب بدعتاند و منكر قدرت » .
و ضمن ذكر مقدّمات معراج نسبت بأخبار شكافتن و شستن دل پيغمبر ( ص ) گفته :
« و حديث شكافتن شكم و شستن دل قولى است باطل و از شرع دور ؛ چه آن حضرت از جميع انواع قبح و عيب طاهر و مطهّر بود » .
نيز مؤيّد بيانات مذكوره در ( ص لو ) مقدّمه است آنچه ابن كثير شامى در البداية و النهايه ( ج 2 : 132 - 134 ) گفته