تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
باشد ، و گفته‌اند ، براى آنكه دانست كه هر كار كه بنهايت رسد وابرسد « 1 » چنان كه در اين بيت « 2 » :
إذا تمّ أمر دنا نقصه * توقّع زوالا إذا قيل : تمّ
و آن را از أمير المؤمنين على عليه السّلام روايت كردند . و قصّهء فتح مكّه بروايت محمّد بن اسحاق آنست كه : چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عام الحديبيه با قريش صلح كرد و شرط آن بود كه : هر كه از قريش در عهد رسول آيد قريش را بر وى اعتراضى نباشد ، و هر كه در عهد قريش شود رسول را بر وى اعتراضى نباشد بنو بكر در عهد قريش رفتند و بنو خزاعه در عهد رسول آمدند و ميان اين دو قبيله فتنه و شرّى بود در قديم و چند خون بنو بكر بر خزاعه دعوى ميكردند چون در عهد قريش شدند خويشتن را با ايشان مستظهر ديدند و قريش ايشان را يارى
هامش
( 1 ) - « وابرسد » يعنى تمام مىشود و پايان مييابد و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى آن : « وقت زوال بود آن را » . ( 2 ) - در اين عبارت تعريض است بابو الفتوح ( ره ) كه گفته : « چنان كه شاعر گفت : » و بعد از نقل شعر گفته : « و شاعر پارسيان گفت : پيمانه چو پر شود بگردانندش » و بيت در ديوان منسوب به آن حضرت جزء قطعه ايست به اين ترتيب :« إذا كنت فى نعمة فارعها * فانّ المعاصى تزيل النّعم »« و حافظ عليها بشكر الاله * فانّ الاله شديد النّقم »« فأين القزون و من حولهم ؟ * تفانوا جميعا و ربّى الحكم »« و كن موسرا شئت أو معسرا * فما تقطع العيش إلّا بهمّ »« حلاوة دنياك مسمومة * فلا تأكل الشهد إلّا بسمّ »« محامد دنياك مذمومة * فلا تكسب الحمد إلّا بذمّ »« إذا تمّ أمر دنا نقصه * توقّع زوالا اذا قيل : تمّ »« و كم قدر دبّ فى غفلة * فلم يشعر الناس حتّى هجم »ميبدى در شرح ديوان مضمون چهار بيت اخير را درين رباعى چنين نظم كرده است :« هر شهد كه ميخورى درو زهرى هست * در هر چه نظر كنى ز ضدّ بهرى هست »« هر چيز كه شد تمام نقصان يابد * آرى ز پى لطف خدا قهرى هست »طالب شرح اشعار بشرح ديوان ميبدى رجوع كند ( ص 399 چاپ ايران بسال 1285 ) .