سورة الفيل
مكّيّة و هى خمس ايات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ سوره الفيل ( 105 ) : آيات 1 تا 5 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ( 1 ) أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ( 2 ) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ( 3 ) تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ( 4 )
فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ( 5 )
سورهء فيل اين سوره مكّيست و پنج آيت است « 1 » .
از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردند كه : هر كه اين سوره بخواند خداى تعالى ويرا أيمن گرداند در دنيا از خسف و قذف و مسخ .
حقّ سبحانه و تعالى خطاب كرد محمّد را و گفت بر سبيل تذكير نعمت بر وى و بر اهل مكّه بهلاك كردن اصحاب الفيل و تحذير كافران مكّه و غير ايشانرا از مخالفت رسول و قصد ايذاء وى و صحابهء وى كه :
اى محمّد نميدانى و معلوم تو نيست كه خداى تو با خداوندان فيل چه كرد در وقتى كه ايشان قصد مكّه كردند از براى خراب كردن كعبه ؟ ! و [ فيل ] اگرچه مفرد است مراد از او جنس است براى آنكه با ايشان يك فيل بيشتر بود ، و گفتهاند : مراد به او پيلى است كه ايشان را بود در ميان پيلان بغايت بزرگ نام وى محمود .
و قصّهء اين از عبد اللّه عبّاس روايت كردهاند كه وى گفت « 2 » :
پادشاهى بود از پادشاهان حمير كه نام او را ذرعهء ذو نواس گفتندى جهود بود و جماعتى از قبيلهء حمير با وى بر آن ملّت بودند جمعى ترسايان به آن جا افتادند مهتر
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و بيست كلمه ، و نود و شش حرف » .
( 2 ) - پوشيده نماناد كه أبو المحاسن ( ره ) اين قصّه را ملخّص كرده و چكيده و لباب آن را نوشته است هر كه طالب بسط و تفصيل باشد بتفسير ابو الفتوح ( ره ) مراجعه كند .