سورة البلد
مكيّة و هى عشرون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ سوره البلد ( 90 ) : آيات 1 تا 7 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ ( 1 ) وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ ( 2 ) وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ ( 3 ) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ ( 4 )
أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ ( 5 ) يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالاً لُبَداً ( 6 ) أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ ( 7 )
سورهء بلد اين سوره مكّى است و بيست آيات است « 1 » .
رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : هر كه اين سوره بخواند خداى تعالى وى راى از خشم خود أيمن گرداند روز قيامت .
قديم تعالى جلّ جلاله « 2 » ميگويد كه : هى سوگند نخورم به اين شهر يعنى خورم و هر آينه سوگند به اين شهر خورم كه شهر مكّه است تعظيم و تجليل وى راى نه بشهرهاى ديگر و چگونه سوگند نخورم به اين شهر و حال آنست كه تو نازل و مقيم اين شهرى « 3 » ؛ مولد
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و هشتاد و دو كلمت است ، و سيصد و بيست حرف » ( از نسخ خطّى نقل شد و در نسخ چاپى شمارهء حروف نيست ) بايد دانست كه در شمارهء كلمات و حروف كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) نقل شده و ما هم در ذيل صفحات از آن نقل كرديم غالبا با شمارهء كه در تفاسير ديگر نقل شده اختلاف زياد دارد مثلا در همين مورد نيشابورى در غرائب القرآن چنين گفته است : « سورة البلد مكّيّة و قيل مدنيّة ؛ حروفها مائتان و ستّة و ثلاثون ، كلمها ثمانون ، آيها عشرون » و نظير اين بون بعيد و اختلاف فاحش در ساير موارد نيز به نظر ميرسد و ما در اين تفسير بدقت در اين امر نپرداختهايم زيرا ابو المحاسن ( ره ) اصلا به اين امر نپرداخته است پس خوض در آن براى ما ضرورتى نداشت هر كه طالب باشد خودش مراجعه و دقّت كند .
( 2 ) - جمع جملهء دعائيّهء « تعالى » با جملهء ديگر « جلّ جلاله » مانند اينجا در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در موارد بسيار شده است و گويا در جلد اوّل همين تفسير ببعضى از موارد آن اشاره كرديم فراجع ان شئت پس ابو المحاسن ( ره ) در اين استعمال نيز تابع وى است .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « نازلى و مقيمى در اين شهر » .