عرب را اشتر باشد . و نيز در آسمان نگاه نميكنند كه چگونه برداشتهاند آن را بىعمادى و ستونى ، و بكوهها نمىنگرند كه چگونه برپاى كردهاند آن را راسخ و ثابت ، و به زمين كه چگونه بگسترانيدهاند آن را چنان كه بستر را بگسترانند تا نظر كردن ايشان درين مخلوقات ايشان را بخالقى و صانعى رساند قادر و عالم تا بدانند كه آن كس كه برين جمله قادر باشد بر بعث و حشر و نشر نيز قادر باشد پس ياد ده ايشان را اين چيزها تا در آن نظر كنند كه كار تو تذكير و تنبيه كردن ايشان است اگر ايمان نيارند تو بر ايشان مسلّط نيستى كه ايشان را بجبر و قهر بر نظر كردن و ايمان آوردن دارى و ليكن آن كسى كه برگشت و كفر آورد ؟ خداى وى را عذاب كند عذابى بزرگتر يعنى عذاب دوزخ كه آن از عذاب دنيا بزرگتر است و عذاب دنيا ايشان را قحط بود و تنگى و درويشى و كشتن و اسير كردن .
[ إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ]
« 1 » بدرستى و حقيقت كه بازگشت ايشان با ماست ، و حساب ايشان بر ماست روز قيامت ما ايشان را جزائى بسزا بدهيم .
هامش
( 1 ) - مولى فتح الله ( ره ) ( نسبت به اين آيه و آيهء بعد از آن ) چنين گفته : «[ إِنَّ إِلَيْنا ]بدرستى كه بسوى ماست يعنى كه به حكم ما[ إِيابَهُمْ ]بازگشت ايشان[ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ ]پس بتحقيق كه بر ماست شمار أعمال ايشان در محشر ؛ پس روز قيامت همه را بسزا و جزا خواهيم رسانيد و بر وفق اعمال معذّب و معاقب خواهند شد .
اين آيه جامع و عدو و وعيد است و خلاصهء معنى آنست كه :
اى محمّد اندوه و ملال بخاطر عاطر خود راه مده كه كفّار اگرچه با تو معاندت ميكنند و ايذاء و آزار به تو ميرسانند بازگشت همهء ايشان به حكم ماست و مجازات ايشان بر ماست و عن قريب از دغدغهء ايشان فارغ شوى و نزد مشاهدهء عذاب ايشان خوشحال و شادمان گردى و تقديم خبر به جهت تخصيص است و مبالغه در وعيد فكأنّه قال : انّ إيابهم ليس الّا الى الجبّار المقتدر على الانتقام و انّ حسابهم ليس بواجب الّا عليه و هو الذى يحاسب على النقير و القطمير و معنى وجوب كه از [ على ] مستفاد مىشود اتيانست بر فعلى كه مقتضاى حكمت و مصلحت باشد و به ترك آن خلاف حكمت لازم آيد .
و بدانكه ميتواند بود كه[ أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ ]تا آخر سوره متّصل باشد باوّل سوره و ضمير جمع راجع باشد بجماعتى كه موصوف باشند بقوله[ عامِلَةٌ ناصِبَةٌ ]و او سبحانه بعد از ذكر عقاب ايشان و ثواب مؤمنان الزام حجّت كرده باشد بر ايشان به [ ابل و سماء و ارض و جبال ] و كيفيّت دلالت آنها بر وجود صانع حكيم و وعيد ايشان نموده بقوله[ إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ . ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ ]. »