گويد : روزى بنزديك عبد اللّه مسعود بوديم اين آيت بخواند آنگه گفت : ميدانى « 1 » تا ما چرا دنيا بر آخرت اختيار ميكنيم ؟ - گفتند : بگو ، گفت : براى آنكه منافع و شهوات دنيا از مطاعم و مشارب و مناكح عاجل است و آخرت ما را وصف كردهاند اين را نقد ميشناسيم و آن را نسيه ؛ و نميدانيم كه نسيهء باقى از نقد فانى بهتر است ، و هركه دنيا اختيار كرد آخرت از دست بداد ؛ من أحبّ دنياه أضرّ بآخرته .
آنگه حقّ سبحانه و تعالى گفت :
[ إِنَّ هذا ]
بدرستى كه اين يعنى آنچه ذكر كرده شد درين سوره معنى او در كتابهاى پيشين است و نامههاى اوّلين ؛ در صحف ابراهيم پيغمبر و موسى پيغمبر عليهما السّلام مثبت است و نوشته :
در خبر آمده است كه در صحف ابراهيم نوشته : ينبغى للعاقل أن يكون حافظا للسانه عارفا بزمانه مقبلا على شانه ؛ عاقل بايد كه زفان « 2 » خود نگاهدارد ، و روزگار خود بشناسد ، و روى به كار خود آرد . أبو ذر غفّارى گفت : از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدم كه پيغمبران چند بودند ؟ - گفت : صد و بيست و چهار هزار ، گفتم : مرسل چند بودند ؟ - گفت : سيصد و شصت « 3 » [ و بروايتى ديگر سيصد و سيزده ] « 4 » گفتم كه :
خداى چند كتاب فرستاد ؟ - گفت : صد و چهار ؛ از آن ده بآدم داد ، و پنجاه بشيث ، و سى بادريس « 5 » ، و اوّلين كسى كه چيزى بنوشت بقلم وى بود و ده بابراهيم داد و توراة بموسى داد ، و انجيل بعيسى ، و زبور بداود ، و فرقان به من داد ، و از جملهء پيغمبران چهار عربى بودند هود و صالح و شعيب و پيغمبر تو .
هامش
( 1 ) - كذا در تمام نسخ اين تفسير و تفسير ابو الفتوح ( ره ) ؛ پس از قبيل وضع مفرد در جاى جمع است مطابق سيرهء ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود چنان كه مكرّر در مكرّر گفتهايم .
( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « زفان با اوّل مضموم زبان را گويند و به عربى لسان خوانند » .
( 3 ) - عبارت ميان دو قلّاب در تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيست .
( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و باقى انبيا بودند ، گفتم : يا رسول اللّه آدم پيغمبر بود ؟ - گفت : بلى خداى او را به خودى خود آفريد و با او سخن گفت آنگه گفت :
يا اباذر از جملهء آن پيغمبران چهار عربى بودند » .
( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و سى باخنوخ و او ادريس است » .