تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
لقوله تعالى : إنّا أرسلناك شاهدا « 1 » . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روز قيامت گواه باشد بر جملهء خلايق و بحقّ
[ مَشْهُودٍ ]
يعنى روز قيامت لقوله تعالى
[ ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ ]
. راوى خبر گويد كه : در مسجد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شدم مردى را ديدم پشت بازداده از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حديث ميكرد از وى پرسيدم كه
[ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ ]
چه باشد ؟ - گفت :
[ شاهِدٍ ]
روز آدينه است و
[ مَشْهُودٍ ]
روز عرفه ، از آنجا بگذشتم ديگرى را ديدم كه همچنين حديث ميكرد ، از وى پرسيدم ؟ - گفت :
[ شاهِدٍ ]
روز آدينه است ، و
[ مَشْهُودٍ ]
روز عيد نحر است ، از وى بگذشتم كودكى را ديدم با روئى چون ماه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حديث ميكرد از وى پرسيدم گفت :
[ شاهِدٍ ]
رسول است ؛ لقوله تعالى : انّا أرسلناك شاهدا ، و
[ مَشْهُودٍ ]
روز قيامت است ؛ لقوله تعالى : ذلك يوم مجموع له النّاس و ذلك يوم مشهود « 2 » . عكرمه گفت :
[ شاهِدٍ ]
فريشته‌ايست كه بر بنى آدم گواه است لقوله تعالى : و جاءت كلّ نفس معها سائق و شهيد ، و
[ مَشْهُودٍ ]
روز قيامت است . ابو مالك گفت :
[ شاهِدٍ ]
عيسى است و
[ مَشْهُودٍ ]
امّتش ؛ بيانش : و كنت عليهم شهيدا مادمت فيهم « 3 » ؛ و گفته‌اند :
[ شاهِدٍ ]
حجر الاسود است و
[ مَشْهُودٍ ]
حاجيان چنان كه در خبرست كه : حجر الاسود بزبانى فصيح روز قيامت گواهى دهد كسانى را كه بوى رسيده باشند « 4 » و در اين اقوال
هامش
( 1 ) از آيهء 45 سورهء مباركهء « احزاب » است . ( 2 ) ذيل آيهء 103 سورهء مباركهء « هود » است . ( 3 ) از آيهء 117 سورهء مباركهء « مائده » است . ( 4 ) ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد بيانات مبسوطتر و مفصلترى دارد هر كه طالب باشد مراجعه كند و از آن جمله اين است كه : « و گفتند :[ شاهِدٍ ]شب و روز است و[ مَشْهُودٍ ]بنى آدم ؛ بيانش آن خبر كه رسول ( ص ) گفت كه : هيچ روزى نبود الّا و ندا مىكند كه : روزىام نو و من گواهى دهم بر تو در آنچه كنى در من ؛ اگر آفتاب من فرو شود مرا در دنيا بىتا روز قيامت » . آنگاه اقوالى و اشعارى ياد كرده و گفته : « و معنى آيه بر اختلاف اين اقوال آن باشد كه [ شهيد ] دو معنى دارد گواهى و حاضر آمدن ؛ آنجا كه حمل توان كردن بر گواهى حمل بايد كردن و آنجا كه حمل بايد كردن بر حضور كه محتمل آن معنى باشد حمل بايد كردن بر آن امّا بر حقيقت و امّا بر توسّع ؛ آنچه از آن حقيقت بود چون شهادت فرشتگان و شهادت پيغمبران و آنچه مجاز باشد كشهادة القرآن و الحجر الاسود و يوم الجمعة و اعضاء الانسان ، و روز عرفه و روز قيامت كه آن را[ مَشْهُودٍ ]خوانند از حضور باشد يعنى خلايق در اين روزها حاضر باشند ؛ حقّ تعالى قسم ياد كرد به اين روزها براى شرف و فضلش را » .