بدرآيند و حساب باز دهند كه چه كردند ؟ و چه گفتند ؟ و چرا گفتند و كردند ؟ و غرض ايشان چه بود ؟ و هر مثقال ذرّهء آن از كجا جمع كردند ؟ و در كجا صرف كردند ؟
و از چه وجه كسب كردند ؟
راوى خبر گويد كه : روزى عبد اللّه عمر اين سوره ميخواند چون به اين آيت رسيد چندان بگريست كه بيفتاد و ديگر نتوانست خواندن .
[ سوره المطففين ( 83 ) : آيات 7 تا 17 ]
كَلاَّ إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ( 7 ) وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ ( 8 ) كِتابٌ مَرْقُومٌ ( 9 ) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 10 ) الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ( 11 )
وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلاَّ كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ( 12 ) إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ( 13 ) كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ( 14 ) كَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ( 15 ) ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ ( 16 )
ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ( 17 )
حقّ سبحانه و تعالى ردع كرده است و زجر كسانى را كه كم پيمايند از كم پيمودن و از ذكر كتاب و حساب غافل بودن ؛ آنگه گفت : بدرستى و حقيقت كه نامهء أعمال فاجران و بىسامانكاران در سجّين باشد .
براء بن عازب از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : « سجّين » نام هفتم زمين است .
ابن عبّاس از كعب الاحبار پرسيد كه « سجّين » چه باشد ؟ - گفت : بدانكه جانهاى كافران به آسمان برند آسمان قبول نكند با زمين آرند زمين قبول نكند و فروتر برند به زمين ديگر ؛ قبول نكند ، همچنين مىبرند تا بهفتم زمين از آنجا بسجّين برند و آن سر حدّ ملك ابليس است جائى مستوحش كه در آنجا جز شياطين نباشند و بروايتى ديگر هم از كعب الاحبار آنست كه او گفت كه : در توراة چنان يافتم كه
[ سِجِّينٍ ]
نام درختى است در زير هفتم زمين نام هر شياطين « 1 » بر آنجا نوشته چون درهاى
هامش
( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء معتمد قديم و در ساير نسخ : « هر شيطانى » و استعمال « هر » با مدخول جمع در كتب قدما فراوان است و ببرخى از آنها در سابق اشاره كردهايم و از قبيل اين استعمال است اوّل كتاب نقض شيخ عبد الجليل ( ره ) : « هر جواهر محامد » فراجع ان شئت .