تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
گفت كه : ملك الموت و اعوانش جان كافران از تن برآرند بمانند سفّودى « 1 » كه آن را شاخها باشد هر شاخى از آن بپارهء جان ايشان درآويزد آن را بركشند ديگر باره رها كنند .
[ وَ النَّاشِطاتِ ]
سوگند است بفريشتگانى كه جان مؤمنان از قالب ايشان بنشاط بيرون مىآرند و مىگشايند چنان كه كسى بند از دست و پاى اسب بگشايد تا با نشاطى هر چه تمامتر از بدن مؤمن مفارقت كند و بيرون آيد چنان كه در خبرست كه هيچ مؤمن نباشد و الّا بر در « 2 » مرگ بهشت بر وى عرضه كنند تا بنگرد و بهتر و نيكوتر ازين جايها و نعمتها كه در آن است در دنيا در بهشت بيند حوريان « 3 » را بيند بر در بهشت استاده وى را ميخوانند و ميگويند : الينا الينا ؛ بما آى بما آى ، چون آن حال بيند نشاط كند در رفتن نشاط كردنى .
[ وَ السَّابِحاتِ ]
سوگند است بفريشتگانى كه از آسمان فروميآيند بسرعت و نشاط از بهر تدبير و مصالح اهل زمين و آنچه ايشان را فرموده باشند پس ايشان در وقت آمدن پيشى گيرندگان‌اند بر يكديگر ، پس اين فريشتگان تدبيركنندگان و سازندگان كار دنيااند . عبد الرّحمن بن ثابت « 4 » گفت : تدبير كار دنيا چهار فريشته ميكنند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت ؛ جبرئيل موكّل است بر بادها و لشكرها ، و ميكائيل موكّل است بر قطرات باران و نبات زمين ؛ و اسرافيل فرمان خداى تعالى بايشان مىرساند ، و ملك الموت موكّل است بقبض ارواح . سدّى گفت كه : [ نازعات ] جانهاى كافران است كه در سينه غرق شود ؛ گفتند كه : كافر در وقت مرگ خود را
هامش
( 1 ) - طريحى ( ره ) در مجمع البحرين گفته : « فى الحديث : انّ ملك الموت اذا نزل لقبض روح الفاجر أنزل معه سفّودا من نار ؛ السفّود بالفتح كتنّور الحديدة الّتى يشوى بها اللّحم و المعروف صيخ و ميخ » و در منتهى الارب گفته : « سفّود ميخ آهنى بريان كن و آن را به فارسى بابزن خوانند و چوب آتشكاو » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بدر » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « حوران » . ( 4 ) - در غالب نسخ : « سابط » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 279 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)