كه بدست خود او را در لحد نهاد . و اضافت آبدادن با خداى ؛ به آن معنى بود كه همه ازو بود و بامر و فرمان او بود . و قولى ديگر آنست كه مراد به « ربّ » سيّد است « 1 » دليلش اذكرنى عند ربّك يعنى آب دهد ايشان را سيّد ايشان علىّ بن ابى طالب و او ساقى أهل بهشت است و اخبار از جهت مخالف و مؤالف متظافر « 2 » است كه ساقى كوثر على خواهد بود تا بحدّى كه شعرا اين بنظم آوردهاند « 3 » :
ربّ هب لى من المعشة سؤلى * و اعف عنّى بحقّ آل الرّسول
و اسقنى شربة بكفّ علىّ * سيّد الاوصياء زوج البتول
[ سوره الإنسان ( 76 ) : آيه 22 ]
إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً ( 22 )
هامش
( 1 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين مطلب اين است ( ج 5 چاپ اوّل ص 450 ؛ س 20 » : «[ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ ]آب دهد ايشان را خداى ايشان و براى آن اضافه به او كرد كه همه از اوست بر خلق و بامر او و اباحت او ، قولى ديگر آن است كه مراد بربّ سيّد است يعنى سقاهم سيّدهم علىّ بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام ؛ ايشان را آب دهد سيّدشان علىّ بن أبي طالب عليه الصلاة و السلام ؛ و دليل آنكه « ربّ » بمعنى [ سيّد ] آمده قوله فى سورة يوسف : اذكرنى عند ربّك اى عند سيّدك و قوله [ فسقى ربّه خمرا ] اى سيّده برين قول او ساقى باشد و اخبار از جهت مخالف و مؤالف متظافر است كه او ساقى كوثر خواهد بودن ؛ درين معنى شاعر گفت :ربّ هب لى من المعيشة سؤلى * و اعف عنّى بحقّ آل رسولىو اسقنى شربة بكفّ علىّ * سيّد الاوصياء زوج بتولو بر قول عامّهء مفسّران او آب داده باشد و حقّ تعالى آب دهندهء او و بسياقت اين لا يفتر است و در منقبت بليغتر[ شَراباً طَهُوراً ]شرابى پاكيزه يعنى آلوده نشود آبش به آنچه آلوده شود آبهاى دنيا از چيزهائى كه آن را از حكم پاكى ببرد . گفتند : خمرش پاكيزه باشد از آنكه مستى كند و خمار آورد و داعى بقبايح باشد . و گفتند : معنى آنست كه پاك بود بوقت هضم مستحيل نشود به بول بل از اندام ايشان بمانند عرق كه بوى مشك دارد ( تا آخر بيانات او كه طويل الذيل است » .
( 2 ) - در نسخ اين تفسير و همچنين تفسير ابو الفتوح ( ره ) « متظاهر » و قياسا تصحيح شد .
( 3 ) - سيّد سعيد شهيد قاضى نور اللّه شوشترى ( ره ) در اوائل مجلس اوّل از كتاب شريف مجالس المؤمنين تحت عنوان « دار السّلام » گفته است ( ص 6 چاپ اوّل مطبوع بطهران بسال 1261 ) : « و از نفايس لذّات جنّت و اشرف عطاياى واهب بىمنّت كه آن را بسيّد بشر و شافع محشر اعطا نموده حوض كوثرست كه حضرت امير آن را ساقى و سيرابى شاربانش ابد الاباد باقى خواهد بود ، دوستان خاندان را از آن نصيب بىاندازه و دشمنان ايشان را هر دم حسرتى تازه است و آن حضرت در رجزى كه أيّام حرب صفّين گفتهاند به آن اشاره نموده و فرمودهاند :« أنا علىّ صاحب الصمصامة * و صاحب الحوض لدى القيامة »« أخو نبىّ اللّه ذو العلامة * قد قال إذ عمّمنى العمامة »« أنت أخى و معدن الكرامة * و من له من بعدى الامامة »و حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرموده :« و نحن على الحوض روّاده * نذود و تسعد ورّاده »« و ما فاز من فاز الّا بنا * و ما خاب من حبّنا زاده »« و من سرّنا نال منّا السّرور * و من ساءنا ساء ميلاده »« و من كان غاصبنا حقّنا * فيوم القيامة ميعاده »يعنى مائيم در حوض كوثر آبدهندگان ، ميرانيم دشمنان را از حوض و دوستان را مدد و يارى ميفرمائيم بر حوض در آبدادن ، و رستگار نشد آنكس كه رستگار شد مگر بوسيلهء ما ؛ و نوميد نگشت از جنّت هر كه دوستى ماست توشهء او ، و هر كه شادمان ساخت ما را بيابد از ما شادى ؛ و هر كه غمين گردانيد ما را به آنكه بر ما جفا كرد از بدى و ناپاكى ميلاد اوست ، و هر كه غصب كرد حقّ ما را پس روز قيامت وعدهگاه اوست كه جزاى آن بيند .
و ظاهرا در انكار اينكه حضرت امير عليه السّلام ساقى آن حوض است كسى از مخالفان خوض ننموده و شافعى در شعر مشهور خود به آن اشاره فرموده و گفته :« ربّ هب لى من المعيشة سؤلى * و اعف عنّى بحقّ آل رسولى »« و اسقنى شربة به كف على * سيد الاولياء زوج بتول »و خدمت علّامهء دوانى كه به ظاهر شافعى مذهب بوده در رباعيّات مشهور خود گفته :« رو رخت طلب بساقى كوثر كش * وز كوثر كثرت مى وحدت دركش »« لا يظما أصلا أبدا شاربها * رمزيست درين مى ار توانى دركش »و در اواسط احقاق الحقّ نيز تحت عنوان « المطلب الثالث فى محبّته » ضمن اثبات اينكه ساقى حوض امير المؤمنين على عليه السّلام است گفته : ( ص 212 ) : « على أنّ الامام الشافعىّ قد اعترف بذلك فى شأن علىّ فى شعره ؛ رباعيّة : « ربّ هب لى ( تا آخر ) » و قال العلامة الدّوانى فى مدحه : « رو رخت طلب ( تا آخر ) آنگاه گفته : « و قال المولوىّ المعنوىّ قدسّ سرّه :« در ساقى خويش چنگ درزن * منديش كه آن تا چه دارد »« عمرى پى زيد و عمر رفتى * زين پس بنگر خدا چه دارد »و ما در كتاب « كشف الكربة فى شرح دعاء الندبة » در شرح اين عبارت « و ساقى أوليائه من نهر الكوثر » بطور مبسوط و مستوفى ببيان اين مطلب پرداختهايم و وفّقنا اللّه لا تمامه و طبعه و نشره بحقّ حبيبه محمد و عترته صلواته عليه و عليهم .