و طراوتى است زبر او ميوهآور است و زير او شاخآور ، و غالب باشد و برو غلبه نكنند ، اين بگفت و برفت ، قريش گفتند كه : وليد صابى شد « 1 » و اگر او صابى شود همهء قريش صابى شوند ، بنزديك ابو جهل رفتند ابو جهل گفت : من كار وى كفايت كنم برخاست و بنزديك وليد آمد دلتنگ ؛ چون وليد دلتنگى وى ديد وى را گفت :
چرا دلتنگى ؟ - گفت : چگونه دلتنگ نباشم مىشنوم كه قريش ميگويند كه : بهر وليد مالى جمع خواهيم كرد كه پير شده است و درويش ؛ ازين سبب ميخواهد كه از دين پدران خود برگردد و در دين محمّد آيد تا از فضلهء طعام ايشان چيزى بيابد .
وليد در خشم شد گفت : قريش نميدانند كه آن مال و عدّت كه مراست كس را نيست محمّد و اصحابش طعام بسيرى نمىيابند ايشان را از كجا فضلهء طعامى باشد ؟ ! اين
هامش
( 1 ) - خفاجى در عناية القاضى گفته : « قوله [ صبأ ] بالهمزة معناه خرج من دين الى آخر و كانت قريش تقوله لكلّ من أسلم » .