[ سوره المزمل ( 73 ) : آيات 15 تا 19 ]
إِنَّا أَرْسَلْنا إِلَيْكُمْ رَسُولاً شاهِداً عَلَيْكُمْ كَما أَرْسَلْنا إِلى فِرْعَوْنَ رَسُولاً ( 15 ) فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبِيلاً ( 16 ) فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً ( 17 ) السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً ( 18 ) إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً ( 19 )
حقّ تعالى خطاب كرد قريش را و گفت : ما فرستاديم بنزديك شما رسولى را كه محمّد است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا گواه باشد بر كفر و تكذيب شما چنان كه فرستاديم موسى را عليه السّلام برسالت بنزديك فرعون ؛ موسى عليه السّلام پيغام بگزارد « 1 » و رسالت برسانيد فرعون فرمان ما نبرد و در پيغمبر خود موسى عليه السّلام عاصى گشت لا جرم ما فرعون را بسبب عصيان او بگرفتيم گرفتنى سخت « 2 » ؛ پس شما اى قريش چگونه حذر كنيد اگر كافر شويد در خداى و رسول خداى و بر كفر اصرار كنيد از روزى و چگونه روزى ؟
روزى كه از هول و ترس آن روز كودكان پير شوند و موى سياه كودكان را بهول و بيم خود آن روز سپيد گرداند ؛ آسمانى به اين عظيمى از بيم آن روز شكافته گردد « 3 » و اين وعدهايست كه خداى تعالى كرده است و وعدهء او لا محاله كائن و واقع شود تا چنانستى كه پندارى كه واقع شده است و ببوده ، بدرستى و حقيقت كه اين آيات قرآن كه ناطق است بوعيد موعظتى و پندى است مر كسى را كه پند گيرد و به او متّعظ شود ، پس هر كس كه خواهد كه بوى متّعظ شود آن را راهى گيرد به ثواب خداى خويش ، خداى تعالى راه بنمود هر كسى را كه اختيار طاعت كند بثوابى كه خداى تعالى وعده داده است ؛ و هر كس كه اختيار معصيت كند به آن وعيدى كه خداى تعالى كرده است برسد ، زمام اختيار در دست بنده نهاده است .
هامش
( 1 ) - در همهء نسخ : « بگذارد » ( بذال معجمه ) و قياسا تصحيح شد .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « طعام و بيل و مستوبل اذا لم يكن مريئا و منه الوبال » .
( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته :« [ السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ ]گفت : آسمان شكافته شود به آن ؛ و گفتند : به آن روز ، و گفتند : بهول آن روز و گفتند : به أى باللّه ، و [ سماء ] هم مذكّر باشد و هم مؤنّث امّا مذكّر او درين آيت است و تأنيث او فى قوله :[ إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ ]و گفتند : سماء مؤنّث است [ و منفطر ] براى آن گفت كه بر سبيل نسبت است أى ذات انفطار كتامر و لابن و هى امرأة حائض و طاهر و طامث أى ذات حيض و طهر و طمث » .