دارد
[ لَوْ نَشاءُ ]
اگر ما خواهيم آن تخم را بپوسانيم در زمين تا بر شما تباه گردد و اگر برويانيم آن را گياه گردانيم كه ازو هيچ دانهء حاصل نشود و همه كاه باشد بىدانه
[ فَظَلْتُمْ ]
« 1 » پس آنگه درايستيد شما و روز گذاريد و از آن تعجّب مىكنيد و پشيمانى ميخوريد بر آن خرج و رنج و روزگار كه ضايع كرده باشيد چنان كه در آيتى ديگر گفت
« فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها »
و گفتند كه : تفكّه از أضداد است « تفكّه اذا تنعّم ، و تفكّه إذا حزن »
[ إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ]
و مىگويند كه : ما غرامت زدهايم خرج كردهايم و دخل نيافته . عبد اللّه عبّاس گفت : ما معذّبيم و [ غرام ] عذاب باشد بلكه ما محروم و مجذوذيم « 2 » و بازمانده و بىروزى . أنس مالك گفت : روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بزمينى از زمينهاى أنصار بگذشت ناكشته بود گفت : چرا اين زمين را نكشتيد ؟ - گفتند : براى آنكه باران كم مىبارد ، گفت : شما تخم در زمين افكنيد كه روياننده خداى تعالى است « 3 »
[ أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ ]
اى « 4 » مىبينيد اين آب را كه از آن مىآشاميد ؟ شما آن را از ابر فرو آوردهايد و ببارانيده يا ما بارانيدهايم ؟ ما اگر خواهيم آن را تلخ و شور گردانيم تا نتوانيد خوردن و از وى هيچ نباتى رسته نشود پس چرا
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 233 ؛ س 14 ) : « اگر ما خواهيم تخم در زمين بپوسانيم و نرويانيم تا بر شما تباه شود ، مرّه گفت : معنى آنست كه برويانيم گياه و برگ او و دانه درو نيافرينيم تا همه كاه باشد[ فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ]عامّهء قرّاء خواندند بفتح ظاء و در قرائت عبد اللّه - مسعود فظلتم بكسر ظاء و اصل [ ظل ] « ظلل » بوده است چون عين الفعل بيفكندند حركت او فاء الفعل را دادند و هما لغتان ( آنگه بذكر اقوال در معنى[ تَفَكَّهُونَ ]بطور مبسوط پرداخته است فمن شاء فليراجعه ) » و اين قول او كه گفته : « هما لغتان » اشاره بقاعدهء معروفهء نحويّه است چنان كه ابن مالك گفته :« ظلت و ظلت فى ظللت استعملا * و قرن فى اقررن و قرن نقلا »( 2 ) - كذا فى جميع النسخ ؛ پس مراد آنست كه مجذوذون عن الحظّ اى مقطوعون عن البخت و النصيب ؛ طبرسى ( ره ) گفته : « قيل : معناه لمعذّبون مجدودون عن الحظّ ؛ عن مجاهد » .
( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « سالى بباران روياند و سالى بباد و سالى بنجم آنگه اين آيت برخواند » .
( 4 ) - در بعضى نسخ : « هى » و هر دو بيك معنى است كه « آيا » باشد .