در خبرست كه چون در بهشت يكى از جملهء سابقان از سراى خود بيرون آيد از روى او چندان نور بتابد كه اهل بهشت بدانند و گويند : اين نور سابقان است .
[ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ]
ايشانند نزديك گردانيدگان بعلوّ منزلت و رفعت درجت
[ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ ]
گروهى باشند از اوّلينان يعنى امّتان گذشته از امم انبياء عليهم السّلام و اندكى از آخرينان يعنى امّت رسول ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « 1 » .
[ سوره الواقعة ( 56 ) : آيات 15 تا 26 ]
عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ( 15 ) مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ ( 16 ) يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ ( 17 ) بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ ( 18 ) لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ ( 19 )
وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ ( 20 ) وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ ( 21 ) وَ حُورٌ عِينٌ ( 22 ) كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ( 23 ) جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 24 )
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً ( 25 ) إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً ( 26 )
اهل بهشت بر تختهائى باشند زر در سيم بافته مرصّع و مكلّل بأنواع جواهر كلبى گفت : طول هر سريرى سيصد گز باشد چون بندهء خواهد كه پاى برو نهد سر فرود آورد تا پاى برنهد آنگه بجاى خويش شود ،
[ مُتَّكِئِينَ عَلَيْها ]
تكيه زده باشند بر آن سريرها روى در روى كرده و بديدار يكديگر خوش عيش گشته
[ يَطُوفُ ]
طواف كند بر سر ايشان غلامانى كودكان بزاد « 2 » مخلّد و مؤبّد كه هرگز نميرند و پير نشوند و از حال كودكى و تازگى بنگردند نه چنان باشند كه خدم دنيا بيشتر از يك
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و مراد باوّلينان امّتان گذشته انداز امم انبيا صلوات اللّه عليهم و بآخرينان امّت رسول ( ص ) » و سيوطى در الدرّ المنثور در تفسير همين دو آيه ( ج 6 ؛ ص 154 - 155 ) چهار حديث آورده كه نصّ در اين معنى براى « اوّلين » و « آخرين » است .
( 2 ) - در بعضى نسخ « كودكانى بزاد » و در تفسير ملا فتح اللّه ( ره ) مذكور است« وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ ]كودكان جاويد ماندگان بر هيئت كودكى با كمال طراوت و صباحت كه هرگز از اين حالت متغيّر نشوند چه خدمت صغاير زيباتر است از خدمت كباير » .