هفتاد حلّه مغز استخوانش در استخوان بتوان ديد براى آنكه خداى تعالى مىگويد :
[ كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ ]
و ياقوت جوهرى است كه اگرچه كثافتى دارد چون رشته درو كنند از بيرون او بتوان ديد آنگه حقّ تعالى گفت : جزا و پاداشت احسان نباشد إلّا احسان و نيكوئى « 1 » . انس مالك روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت بخواند آنگه گفت : مىدانيد كه خداى تعالى چه مىگويد ؟ - گفتند : خداى تعالى و رسول خداى عالمتر است ، گفت : مىگويد : جزاى آنكه من برو نعمت كرده باشم بتوحيد ؛ نيست الّا بهشت . عبد اللّه عبّاس گفت : معنى آنست كه جزاى آن كس كه گويد :
[ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ] *
نيست إلّا بهشت . حسن گفت : جزاى مطيعان در دنيا هيچ نيست مگر كرامت آخرت .
[ وَ مِنْ دُونِهِما ]
« 2 » و از جز آن دو بهشت دو بهشت ديگر باشد .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ ]گفت : جزا و پاداشت احسان چه باشد الّا احسان و نكوئى ؛ صورت استفهام است و مراد جحد و معنى آنكه ما جزاء الاحسان الّا الاحسان ؛ جزاء احسان جز از احسان نباشد .
گفتند : [ هل ] در كلام عرب بر چهار وجه آمد :
يكى - بمعنى [ قد ] نحو قوله تعالى :هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِوهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ.
وهَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ.
دوم - بمعنى استفهام است چنان كهفَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا.
سوم - بمعنى أمر نحو قوله تعالىفَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَاى انتهوا .
چهارم - بمعنى نفى چنان كه در اين آيت هست و فى قولهفَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُاى ما على الرسل » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 217 ؛ س 6 - 13 ) : «[ وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ ]گفت : بيرون آن دو بهشت دو بهشت ديگر باشد ؛ در معنى [ دون ] خلاف كردند عبد اللّه عبّاس گفت : مراد آن است كه زير آن در درج . ابن زيد گفت :[ مِنْ دُونِهِما ]فى الفضل ؛ يعنى كم از آن باشد . ابن جريج گفت : چهار بستانست در بهشت ؛ دو بستان اوّل سابقان و مقرّبان راست كه درو از هر ميوه دو لون باشد ؛ و دو بستان ديگر أصحاب اليمين و تابعان را كه درو ميوه و خرما و انار باشد . فضل بن يحيى گفت : مراد به [ دون ] « غير » است يعنى جز آن دودوى ديگر باشد . كسائى گفت : أمامهما ؛ در پيش آن دو بستان دو بستان ديگر باشد قال الشاعر : « يرى قائم من دونها ما وراءها » و قال آخر :
و فلاة من دونها تحرس السفر و ميل يفضى الى اميال و ضحّاك گفت : دوّم فزون اوّل باشد در منزلت چه اوّل از زر و سيم باشد و دوّم از ياقوت و زمرّد » .