تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
آنگه گفت :
[ الَّذِينَ ]
آنان كه اجتناب كنند از بزه‌هاى « 1 » بزرگ و از گناهان كبيره و از فواحش و منكرات إلّا گناهى « 2 » كه نه به قصد از ايشان در وجود آيد يا گناهى صغيره و خرد بحقيقت كه خداى ترا مغفرتى واسع و آمرزشى بسيار است بيامرزد گناه خرد را و به آن مؤاخذه نكند . گفتند كه : [ لمم ] آن است كه قصد كند كه بكند و نكند آنگه توبه كند و اين قول مجاهد است ؛ و روايت عطا از عبد اللّه عبّاس . بعضى گفتند : مراد آن گناههاست كه در جاهليّت كردند و سبب نزول آيت آن بود كه مشركان مسلمانان را گفتند كه : شما تا با ما بوديد « 3 » اين معاصى و فواحش مىكرديد اكنون بر ما عيب مىكنيد ؟ ؛ و ما را وعيد مىكنيد ؟ ! خداى تعالى اين آيت فرستاد و اين قول
هامش
( 1 ) - در چند نسخه : « از بديهاى » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 180 - 181 ) « [ إلّا اللّمم ] بعضى گفتند : اين استثنا صحيح است و معنى آنست إلّا ان يلمّ بالفاحشة و يلمّ بها و لا يفعلها ثمّ يتوب عنها ؛ گفت : إلّا آنكه همّت كند بگناه و نكند آنگه توبه كند از آن ؛ اين قول ابو هريره و مجاهد و حسن و ابو صالح و روايت عطاء است از عبد اللّه عبّاس . و ابو هريره گفت كه : رسول ( ص ) فرمود : إن تغفر اللّهمّ تغفر جمّا و أىّ عبدك لك لا ألم ؛ اين بيتى شعر است اگر اين خبر درست باشد رسول ( ع ) بر وجهى گفته باشد كه موزون نباشد از تقديم و تأخير و [ لا ألمّ ] گفته باشد بىألف قافيه ؛ چه رسول ( ص ) از اين اجتناب كردى و خداى تعالى او را از اين تنزيه كرد گفت :وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ؛ و قوله :وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ؛ تا ايهام نيفكند عرب راى كه اين قرآن نظم و گفته و انداختهء اوست . بعضى ديگر گفتند : اين استثنا منقطع است ؛ التقدير لكن اللمم ؛ بر اين قول [ لمم ] از جملهء كباير و فواحش نباشد آنگه خلاف كردند كه خداى تعالى ايشان را به آن نخواهد گرفتن » . ( تا آنگه گفته ) « بعضى ديگر گفتند : گناه صغيره خواست مانند نظرى و بوسهء و مانند اين و اشتقاق او از [ ألمّ بالشيء ] إذا نزل به باشد و لم يتعمّق فيه و لم يلزمه مانند آغاز كارى و ابتداى او و اندك از او چنان كه درو خوض نكنند و اين قول عبد اللّه مسعود است ، و مسروق و شعبى و ابو سعيد خدرى و حذيفة بن اليمان و طاوس از عبد اللّه عبّاس روايت كردند كه او گفت : بهتر چيزى كه بلمم مىماند ( تا آخر ) » ( تا آنكه گفته ) « فرّاء گفت : صغيره باشد و بيان كرديم كه اصل او من ألمّ به باشد إذا نزل به ، و منه إلمام الخيال ؛ براى آنكه مقيم نباشد عاريتى و رهگذرى بود ؛ و قال الاعشى :الّمّ خيال من قبيلة بعد ما * و هى حبلها من حبلنا فتصرّماو قال آخر :« أنّى ألمّ بك الخيال يطوف * و مطافه بك فكرة و شعوف »( 3 ) - در نسخ قديمه و معتمده : « بودى » طبق اصطلاح معروف ابو الفتوح ( ره ) از استعمال مفرد در جاى جمع يعنى « بوديد » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 267 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)