تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
جاى عتبه ساختند و ايشان پيرامن او بخفتند چون از شب پارهء بگذشت شيرى بيامد و از جملهء ايشان هيچ كس را گزند نكرد و بجست و بر بالاى آن رحلها شد و سر عتبه را از تن بركند او آواز داد كه : قتلنى ربّ محمّد ؛ خداى محمّد مرا بكشت ، اين بگفت و در حال بمرد و شير او را بدريد و بخورد و بر گرديد و تعرّض كسى ديگر نكرد .
[ وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ]
او سخن نگويد يعنى محمّد از سر هواى نفس ؛ بمراد و ميل و محبّت ، نيست آن سخن كه وى مىگويد الّا وحى و پيغامى كه بوى ميرسانند و إلقا مىكنند از قبل خداى تعالى عزّ و جلّ « 1 » ، مىآموزد او را كسى كه او سخت قوّتست يعنى جبرئيل عليه السّلام و قوّت او چندانست كه بيك دم زدن از آسمان هفتم به زمين آيد و آنگه كه وحى آوردى بيك ساعت برفتى و باز آمدى .
[ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى . ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى . وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى . ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى . فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى . فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى . ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى ]
در آموخت وى را كسى كه قوّتهاى عظيم دارد و خداوند قوّتى عظيم است . كلبى گفت : از شدّت و قوّت جبرئيل عليه السّلام آن بود كه هفت شهرستان قوم لوط از قعر زمين بر كند و در هوا چندان ببرد كه آواز مرغان ايشان اهل آسمان بشنودند آنگه سرنگون كرد و بينداخت . ابن عبّاس گفت : كه ذو منظر حسن . قتاده گفت : كه ذو خلق طويل ؛ خداوند بالاى دراز بود
[ فَاسْتَوى ]
يعنى تمام خلق بود و نيكو صورت و تمام بالا . و هو يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بافق أعلى بود . مفسّران گفتند : [ أفق أعلى ] أقصاى دنياست بنزديك مطلع آفتاب در آسمان . قتاده گفت : [ أفق أعلى ] آنجاست كه روز از وى پديد آيد و گفتند : معنى اين است كه
[ فَاسْتَوى ]
جبرئيل عليه السّلام راست باستاد بر آن صورت كه خداى تعالى وى را آفريده بود براى آنكه جبرئيل چون برسول آمدى بر صورت مردى آمدى برين قول
[ هُوَ ]
ضمير جبرئيل باشد « 2 » و بر قول آنان كه
هامش
( 1 ) - جمع جملهء دعائيّهء « تعالى » با دو جملهء « عزّ و جلّ » در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بطور وفور به كار رفته است . ( 2 ) - أبو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 173 ؛ س 22 ) : « خلاف كردند كه :[ هُوَ ]ضمير كيست ؟ بعضى گفتند : ضمير جبرئيل است و بر اين قول و او حال را باشد اى استوى جبرئيل حال كونه فى الافق الاعلى و بعضى ديگر گفتند :[ هُوَ ]ضمير محمّد است و واو عطف است چنان كه بيان كرديم آنگاه خلاف كردند كه : اين مساوات محمّد را با جبرئيل در چه چيز بود ؟ بعضى گفتند : استويا فى القوّة على الصعود ؛ در قوّت بر آسمان شدن راست شدند با يكديگر . بعضى ديگر گفتند : راست شدند در علم بوحى ؛ استوى جبرئيل و علا إلى السمآء بعد أن علّم محمّدا ؛ جبرئيل به آسمان شد پس از آنكه محمّد را بياموخت آنچه بايست آموختن ؛ و اين قول سعيد بن المسيّب است » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 251 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)