عمل اوست . [ ألقيا ] خطاب است باقرين و مالك ؛ گويد هر دو را كه : دست يكى داريد و او را بدوزخ اندازيد و گفتهاند : با مالك است و مراد تكرير است برابر تأكيد يعنى الق الق ، بينداز بينداز ، و گفتهاند : خطاب با دو فرشتهء موكّل است و گويند : با سائق و شهيد است « 1 » ؛ گفت : در دوزخ اندازيد هر كافرى معاند را و ستيهنده و بليغ در كافرى و عناد .
در تفسير اهل البيت عليهم السّلام است كه خطاب با محمّد است و على عليها السّلام كه فردا
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه بيانات مفصلى ذكر كرده اينك بعضى از آنها را در اينجا ميآوريم و نصّ عبارت وى اين است ( ج 5 چاپ اول ص 138 ) :« [ أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ]گفتند : خطاب باقرين اوست و با مالك ؛ گويد هر دو را كه : دست يكى داريد و هر دو او را بدوزخ اندازيد بعضى ديگر گفتند كه : خطاب با مالك است تنها جز كه كلام عرب بر اين است كه خطاب كنند با يك كس بلفظ تثنيه ؛ تقول العرب :
ويلك ارجلاها و ازجراها و خذاه و اطلباه ، و خطاب ايشان بيشتر برين است خليلىّ و صاحبى قال الشاعر - ( مراد امرئ القيس است و اين منقول مصراع اوّل مطلع معلّقهء معروفه اوست و مصراع ثانيش اين است :« بسقط اللوى بين الدّخول فحومل ». ) - :قفانبك من ذكرى حبيب و منزل، و قال :قفا و دعا نجدا و من حلّ بالحمى * و قلّ لنجد عندنا أن نودّعاو مانند اين بسيار است فرّاء گفت : سبب آنست كه كمترينهء صحب ايشان سه كس باشند راكبى و قائدى و سائقى پس مادام خطاب با دو باشد هر يكى را ؛ آنگه آنجا نيز كه يكى بود اين عادت رها نكنند ؛ و قال امرؤ القيس : خليلى مرّابى على أمّ جندب ؛ و قال :فان تزجرانى يابن عفّان أنزجر * و إن تدعانى أحم عرضا ممّنعاو بعضى ديگر گفتند : پندارى خطاب بر تكرار است براى تأكيد ؛ ألق ألق ، فقال[ أَلْقِيا ]تثنيه بجاى تكرار بنهاد آنگه أمر دو بايست مأمور دو كرد : بعضى ديگر گفتند :
كلام بر حقيقت خود است و خطاب با دو كس است و آن دو فرشتهء موّكلند كه ذكر ايشان رفت فى قوله[ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ ]و گفتند : با سائق و شهيد است كه ذكر ايشان در پيش برفت ، گفت : در دوزخ اندازيد[ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ]هر كافرى معاند را ؛ « كافر » عامّ است بر همه افتد و گفتند : براى آن[ كَفَّارٍ ]گفت يعنى آنكه در كافرى بليغتر باشد و گفتند :
براى آن[ عَنِيدٍ ]با او پيوست كه كافر باشد كه عنيد نباشد و[ عَنِيدٍ ]از عنود و ستيهيدن است .
و در تفسير اهل البيت عليهم السّلام آمد كه[ أَلْقِيا ]خطاب است با محمّد و على ( تا آخر