تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
ترا أسماء و أعيان ايشان را و بر سيما و نشان ايشان ترا واقف گردانيم تا تو بشناسى ايشان را بسيما و نشان ايشان . انس مالك گفت : پس از آنكه اين آيت آمد هيچ منافق نبود الّا كه رسول خداى وى را شناختى
[ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ ]
و هر آينه تو بشناسى ايشان را در فحواى سخنان ايشان . ابو سعيد خدرى گفت « 1 » : بدشمنى و عداوت علىّ بن ابى طالب ايشان را بشناختى ؛ و ازينجا گفت رسول : صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا علىّ لا يبغضك إلّا منافق شقىّ ؛ بجز منافق بدبخت ترا دشمن ندارد . و گفته‌اند : مراد به
[ لَحْنِ الْقَوْلِ ]
« 2 » مواضعاتى است كه
هامش
( 1 ) - اين روايت در اين مورد از تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيست ليكن شايد در جاى ديگر آن تفسير باشد . ( 2 ) - چون ابو الفتوح ( ره ) نسبت به[ لَحْنِ الْقَوْلِ ]مطالب مفيدى دارد اينك عين عبارت او را در تفسير اين آيه ميآوريم و نص تعبير او اين است ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 81 ) «[ وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ ]و اگر ما خواهيم اى محمّد ايشان را به تو نمائيم و اعلام كنيم ترا بوحى باسماء و اعيان ايشان و ليكن اماراتى است و علاماتى كه تو ايشان را به آن بشناسى و آن [ لحن قول ] است و مراد به [ لحن قول ] لغزى است و زبانى كه ايشان با يكديگر گفتند بر مواضعاتى كه ايشان را بود . عبد اللّه عبّاس گفت : لحن القول معناه ، حسن گفت : فحواه ، قرظى گفت : مقصده و مغزاه ؛ و اصل او عدول باشد كلام را از جهت خود و از آن طريق كه او را وضع كرده باشند و « لحن در اعراب » هم از آنجاست براى آنكه ذهاب باشد از جهت صواب ؛ و جمله آنست كه لحن بر دو ضرب باشد در استعمال ؛ يكى محمود و يكى مذموم : 1 - آنچه محمود است اين است كه كنايت باشد و تعريض كه ضدّ تصريح بود ؛ و منه قوله عليه السّلام : فلعلّ أحدهم ان يكون ألحن بحجّته اى أذهب بها فى جهات الاختلاف ؛ و منه قول الشاعر :و لقد وحيت لكم لكيما تفطنوا * و لحنت لحنا ليس بالمرتاب2 - و گفتند : اللحن الفطنة ؛ و اينكه گفت « ألحن بحجّته » أى أفطن و أعرض عليها . و وجه اول درست‌تر است تا راجع بود با يك اصل و قال مالك بن اسماء بن خارجة الفزارىّ :و حديث ألذّه هو ممّا * ينعت الناعتون يوزن و زنامنطق صائب و يلحن أحيانا و خير الكلام ما كان لحنا . گفتند : يك روز خواهر اين شاعر هند بنت اسماء بنزديك حجّاج سخن مىگفت و لحن مىگفت در سخن ، حجّاج گفت : چرا لحن مىگوئى و تو زنى شريفى و در خانهء قيسى ؟ - گفت : نه برادرم گفت : و خير الكلام ما كان لحنا ، حجّاج گفت برو محال مگوى كه به اين لحن تعريض و كنايت خواست نه لحنى كه خلاف صواب باشد . [ و اللّه يعلم أعمالهم ] و خداى تعالى أعمال ايشان داند برو پوشيده نيست تا بجزاى آن برسند چنان كه بايد » .