بيا تا آيتى بينى بر صحّت بعث و نشور و آن قصّه در نامهء شرح دادند چون پادشاه صالح نامه برخواند روى بر زمين نهاد و خداى را شكر كرد بر اظهار اين آيت و بسيارى بگريست آنگه برخاست با لشكر و اهل شهر آنجا آمد ايشان را ديد كه بعبادت مشغول بودند خداى را تسبيح و تهليل ميكردند ، چون پادشاه آن شهر بديدند بر وى سلام كردند و گفتند :
ما ترا وداع ميكنيم كه خداى تعالى ما را با حالت أوّل خواهد بردن كه ما از خداى تعالى در خواستهايم ، اين بگفتند و پهلو بر زمين نهادند و بخفتند خداى تعالى جان
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٣٥٩