[ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ ]
آنچه درو راحت و آسايش است حواله به خود كرد
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
، و آنچه درو رنج است از طاعت به خود حواله نكرد شرم ندارى تو كه آنچه نقص است از معصيت به او حواله كنى ، و روزه خاصّ مراست ؛ الصّوم لى و انا اجزى به ، و رحمت خاصّ تراست بر تو نوشتم ؛
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ
، آنچه خاصّ مراست بر تو نوشتم و آنچه خاصّ تراست بر خود نوشتم :
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
، آنچه من بر تو نوشتم ترا نرنجاند و آنچه بر خود نوشتم در ملك من نقصانى نيارد تو با ضعف و حاجت بحصّهء خود وفا كن تا من با قدرت و استغنا بحصّهء خود وفا كنم نويسندگان چهاراند ، قلم است ،
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ
، سفرهاند ،
فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ
، حفظهاند ،
وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ
، حقّ است جلّ جلاله ،
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
، قلم احوال تو نوشت ، سفره ارزاق تو نوشتند ، حفظه اعمال تو نوشتند ، رحمت از بهر تو جبّار تو نوشت ، آنچه هر سه نوشتند مبدّل شود ، آنچه خداى بر خود نوشت هرگز مبدّل نگردد ،
ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
، از بهر تسلّى و دلخوشى ترا گفت :
[ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ]
تا بدانى كه اوّل مخاطبى در اين خطاب تو نيستى پيش از تو اين تكليف بر ديگران بوده است از عهد آدم عليه السّلام تا بعهد محمّد صلى اللّه عليه و آله بر مكلّفان اين خطاب رفته است .
عبد الملك بن مروان بن عنتره از جدّ خويش روايت مىكند كه او گفت كه :
من از امير المؤمنين على عليه السّلام شنيدم كه او گفت : يك روزى گرمگاه بنزديك رسول صلى اللّه عليه و آله شدم چون بنشستم گفت : اى على هذا جبرئيل يقرئك السّلام ، جبرئيل حاضرست ترا سلام مىكند ، من گفتم : عليك و عليه السلام يا رسول اللّه ، آنگه گفت : پيشتر آى ، من بنزديك رسول شدم ، گفت : جبرئيل مىگويد ترا كه : از هر ماهى سه روز روزهدار تا خداى بروز اوّل ده هزار ساله روزه بنويسد و بروز دوّم سى هزار ساله و بروز سيّم صد هزار ساله ، من گفتم : يا رسول اللّه بپرس تا خود مرا باشد خاصّ يا جملهء مردمان را عامّ ؟ - گفت : اى على اين تراست و هر كس را كه مثل عمل تو كند از پس تو ، گفتم : يا رسول اللّه