در رنجورى .
در خبر است كه فرداى قيامت كه اصحاب بلايا و اسقام را در قيامت آرند و اعواض بىاندازه بايشان رسانند گويند : اى كاش كه ما در دنيا يك ساعت تندرست نبوديمى . در خبر است كه چون خداى تعالى ايّوب را ابتلا كرد برنجهاى عظيم از دردها و بيماريهاى نامنفّر تا مردم از اقصاى عالم خداوندان امراض و اسقام مىآمدند و از وى دعا ميخواستند و او دعا ميكرد خداى تعالى شفا ميداد ، وى را گفتند : چرا براى خود دعا نكنى ؟ - گفت :
شرم دارم از خداى تعالى كه چهل سال در نعمت صحّت بودم و مرا سرى به درد نيامد امروز ابتلا كرد تا چهل سال برنيايد من دعا نكنم ، تا چهل سال نگذشت و كار بغايت نرسيد دعا نكرد .
[ وَ حِينَ الْبَأْسِ ]
و صبر هنگام كارزار آن باشد كه كرّار باشد فرّار نباشد ، ثابت قدم و پاى بر جاى باشد ، كأنّهم بنيان مرصوص ، تا نصيب او اين بود :
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ
و آن را كه ثابت قدم ننمايد بگريزد و پشت برگرداند جزاى وى اين بود ،
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ
، دست در كسى زن كه ثابت قدم باشد ، كرّار باشد نه فرّار ، گرد كسى چه گردى كه از هر بادى بهزيمت رود ،
يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ
، او ستارهء بود كه در فلك حرب بوقت ثبات سير نشناخت و بوقت سير ثبات نكرد در وقت حمله چون باد و بوقت ثبات چون كوه و دشمن وى چون كاه ، باد حملهء دشمن با كوه ثبات وى چه تواند كردن و كاه ثبات دشمن با باد حملهء وى چگونه قرار تواند كرد .
چو باد كوه ندانيش در مصاف بدانك * چو باد حمله برست و چو كوه حمله پذير
آنگه حق تعالى چون صفات اين ابرار اخيار را بكمال ذكر كرد گفت :
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا
، ايناناند كه راستگويان و راستى گرانند در گفتار و كردار و ايمان و ايقان و آشكارا و نهان .
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ
، و ايشانند متّقيان و پرهيزگاران كه خود را در حمايت تقوى آوردند از عذاب خداى بعصمتى كه خداى با ايشان كرد .
از عبد الله عباس چنين روايت كردهاند كه وى چون اين آيت بخواند گفت : كيست