نورى ازو جدا شد كه قصور شام به آن روشن شد خداى تعالى دعاى ابراهيم اجابت كرد پيغامبرى بفرستاد از عرب از معروفترين قبيله در ميان ايشان زاده و پرورده و اين از بهر آن خواست تا بقبول قول او نزديكتر باشد .
[ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ ]
آيات تو بر ايشان خواند يعنى قرآن و حكمت در ايشان آموزد يعنى شريعت و ايشان را پاكيزه گرداند يعنى با كارى خواند كه ايشان را پاك گرداند توئى كه غالبى و قادرى بر همه چيزها محكم كارى و درستكار ، هر چه خواهى ميتوانى و بر وجه حكمترانى .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 130 ]
وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ( 130 )
كيست كه رغبت بگرداند از دين ابراهيم و آن را ردّ كند يعنى رغبت بنگرداند و آن را ردّ نكند الّا آنكس كه قدر نفس خود نشناسد كه چون خود را نشناسد غير خود را چگونه شناسد . اصم گفت كه : معنى آنست كه الّا كافرى از آنكه هر كه خود را نشناسد خداى را نشناسد و چون خداى را نشناسد كافر بود چنان كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت :
أعرفكم بنفسه أعرفكم بربّه ، قطرب گفت : « الّا من كان سفيها فى نفسه » الّا آنكه بخويشتن در سفيه باشد .
[ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ ]
و ما ابراهيم را برگزيديم در دنيا بر اهل روزگارش و بر بسيارى از پيغمبران و او در آخرت از جملهء صالحان است و اين اجابت دعاى ابراهيم است آنجا كه گفت :
« رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ »
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 131 ]
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 131 )
قديم تعالى درين آيت بيان مىكند كه سبب برگزيدن او در دنيا و در آخرت از زمرهء صالحان گردانيدن آن بود كه ما او را گفتيم كه : اى ابراهيم اسلام آر و تن بده و گردن بنه در وقتى كه از غار بيرون آمد و در نگريد ماه و آفتاب و ستاره ديد نظر كرد علمش حاصل شد بحدوث گفت :
[ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ]
ميگويد : ياد كن