استعجال مينمودى « 1 » و به او بر ما حجّت « 2 » مىآوردى « 3 » اكنون كه بيامد به دو كافر شدى « 4 » و ما كه بر شرك بوديم به دو ايمان آورديم ايشان گفتند : محمّد آيتى نياورد كه ما را عند آن ايمان لازم شود خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : اى محمّد
[ وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا ]
بدرستى كه ما فرستندهء توئيم برسالت ، و آياتى فرستاديم به تو روشن و هويدا كه دلالت مىكند بر صحّت نبوّت امّا كافر نميشوند بدين آيات الّا كسانى كه ايشان فاسقاناند و از فرمان خداى بيرون رفته « 5 » و مراد بفاسق كافرست .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 100 ]
أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 100 )
رسول صلى اللّه عليه و آله مالك بن الصيف را گفت : نه خداى تعالى به زبان موسى عليه السّلام عهد از شما بستده است كه چون عهد و زمان مرا دريابيد به من ايمان آوريد و مرا انكار نكنيد گفت كه : خداى را هيچ عهد نيست درين معنى در توراة ، خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : عهد كردهاند و هرگاه كه ايشان عهدى كنند . جماعتى از ايشان بدان عهد وفا نكنند و آن را واپس « 6 » پشت خود اندازند باز اينهمه دعوى ايمان كنند نه چنانست بيشترين ايشان ايمان ندارند و شايد كه تسليتى بود رسول را صلى اللّه عليه و آله يعنى اى محمّد دل عزيز خود را بايمان ايشان مشغول مگردان كه ايشان با اين آيات كه مشاهده مىكنند ايمان نياورند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 101 ]
وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 101 )
هامش
( 1 ) - كذا در نسخهء قديمى و تفسير ابو الفتوح و در سائر نسخ : « مينموديد » .
( 2 ) - در نسخهء قديمى : « سخت » .
( 3 ) - كذا در نسخهء قديمى و تفسير ابو الفتوح و در سائر نسخ : « مىآوريد » و « مىشديد » و اين نوع تعبير اصطلاح خاص شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه صاحب اين تفسير نيز بتبعيت او به كار برده است و تفصيل آن در مقدمه و تعليقات آخر كتاب مىآيد ان شاء اللّه .
( 4 ) - كذا در نسخهء قديمى و تفسير ابو الفتوح و در سائر نسخ : « مىآوريد » و « مىشديد » و اين نوع تعبير اصطلاح خاص شيخ ابو الفتوح ( ره ) است كه صاحب اين تفسير نيز بتبعيت او به كار برده است و تفصيل آن در مقدمه و تعليقات آخر كتاب مىآيد ان شاء اللّه .
( 5 ) - در غالب نسخ : « رفتگانند » .
( 6 ) - در غالب نسخ : « بازپس » .