خوش آيد امير المؤمنين على عليه السّلام گفته است كه : هر كه نعلين زرد پوشد اندوهش برود لقوله تعالى :
« صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ »
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 70 ]
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ( 70 )
چون لون و رنگ گاو معلوم شد گفتند : يا رسول اللّه درخواه از خداى تا باز نمايد كه اين گاو چيست و چگونه مىبايد كه بر ما مشتبه است و ما اگر خداى خواهد راه يافته و موفّق كرديم در اين امر كه ما را فرمودهاند . « 1 » جواب داد كه ميگويد كه : اين گاويست نه گاو شكسته « 2 » كه زمين شوراند و نه آب دهد كشت را از بهر آنكه جائى كه آب نباشد بگاوش « 3 » آب دهند كه از جوى بر كشند و در كشت ريزند ؛ سلامت يافته است از همهء عيبها هيچ رنگى نيست درو كه خلاف رنگ همهء تن او باشد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 71 ]
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ ( 71 )
چون اين جمله بشنيدند گفتند كه : اكنون حقّ آوردى و جملهء صفات روشن گردانيدى چنان كه اشتباه زائل گشت و اين دليل است كه ايشان مأمور بودند بكشتن گاوى موصوف بدين صفات كه اگر مراد يكى بودى از جمله بايستى كه پس اوّل گفتندى كه :
الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ
، پس آنگاه آن گاو را طلب كردند و بيافتند و ببهاء گران بخريدند و بكشتند و نزديك بود كه نكنند « 4 » از گرانى بها . « 5 »
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 72 ]
وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 72 )
هامش
( 1 ) - در نسخهء قديمى : « كردند » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « شكسته يعنى رام شده » .
( 3 ) - در ساير نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « بگاو و شتر » .
( 4 ) - در نسخهء : « نخرند » .
( 5 ) - در چند نسخه : « از گرانى بهاء آن » .