تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
آنكه از درخت خلد جاودانى نميخوريد ؛ و اشارت كرد به آن درخت ، گفتند : ما ازين نخوريم كه ما را ازين منع كرده‌اند ، سوگند خورد كه : اين درخت نه آنست و من شما را نصيحت ميكنم ، ايشان ازين درخت بخوردند بادى بر آمد و تاج از سر ايشان بربود و حلّه از ايشان بكند ايشان برهنه ماندند مكشوف العوره ، آدم در بهشت برميد مويش بر درخت پيچيده شد خداى تعالى گفت : « يا آدم أ فرارا منّى » از من ميگريزى ؟ - گفت : لا بل حياء منك ، گفت : نه بار خدايا از تو شرم ميدارم ، گفت : پس چرا خوردى از اين درخت ؟ - گفت : بار خدايا ندانستم كه كسى بنام تو سوگند بدروغ خورد ، آنگه خداى تعالى ايشان را گفت : از اينجا به زير شويد و بر مار خشم گرفت و او را پرها و پايها بستد از اينجاست كه شيطان و مار دشمن بنى آدم‌اند و بنى آدم دشمن ايشان . و « حين » وقتى دراز باشد و مراد بحين درين آيت قيامت است ؛ مردى بنزديك ابو بكر آمد در عهد او و گفت : نذر كرده‌ام كه حينى با اهل خود سخن نگويم مرا چند گاه با او سخن نبايد گفت ؟ - گفت : تا بقيامت ، گفت : از كجا گفتى ؟ - گفت : از اينجا كه ؛
وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
، بنزديك عمر رفت و ازو پرسيد گفت : چهل سال ، گفت : از كجا گفتى ؟ - گفت :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ
، و گل آدم چهل سال ميان مكّه « 1 » و طائف افكنده بود ، بنزديك عثمان آمد و گفت : درين چه گوئى ؟ - گفت : يك سال با او سخن مگوى ، گفت : از كجا ميگوئى ؟ - گفت : از قول خداى تعالى :
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها
، بنزديك امير المؤمنين على عليه السّلام آمد و گفت : شما چه گوئيد ؟ - گفت : اگر بامداد نذر كردى شبانگاه سخن توانى گفتن و اگر شبانگاه بوده باشد بامداد سخن توانى گفتن ، گفت : از كجا گفتى ؟ - گفت : من قوله تعالى :
فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
، مرد برخواست شادمانه و ميگفت :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
، و بنزديك ما مدّت نذر حين ششماه بود لقوله :
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ
.

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 37 ]

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ( 37 ) پس آدم از آفريدگار و پروردگار خود كلماتى فرا گرفت و خدايرا بدان كلمات
هامش
( 1 ) - - در غالب نسخ « يمن » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 70 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)