بنابراين و تصريح مؤلّف جلاء الاذهان به اين كه جرجانى است نيز معلوم مىشود كه دو كتاب است و يكى نيست .
پس از همهء اين مقدّمات فقط احتمالى كه مىدهم اين است كه تفسير جلاء الاذهان را ابو المحاسن موفّق باتمام آن نشده و سيّد گازر آن را بسبكى كه نزديك به آنست ولى با اختلافاتى كه بعضى از آنها را تذكّر داديم تأليف كرده و معلوم مىشود كه ابو المحاسن بنا داشته اين تفسير خود را در چهار مجلّد تأليف كند و دو مجلّد آن را موفّق شده و سيّد گازر دو مجلّد ديگر آن را تأليف كردهاند و در اين قسمت اين تفسير چون تفسير جلالين است بنابراين دو جلد از اين كتاب را كه در اين كتابخانه يافتهام پشت سر يكديگر ذيلا مىنگارم .
كهنهترين نسخهء كه به نظر بنده رسيده مجلّد چهارم و متعلّق بآقاى بهار است كه در سنهء 984 نوشته شده .
آغاز : بسمله ؛ سپاس و ثنا و حمد بىمنتها مر خدائى را كه اين هفت ايوان معلّق الخ .
انجام : از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت است كه گفت : چون
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ »
خوانده باشى بگوى
« أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ »
و چون
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ »
بخوانى بگوى
« أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ »
و الحمد للّه ربّ العالمين و الصلاة و السّلام على محمّد و آله اجمعين الطيّبين الطّاهرين » .
نگارنده گويد : احتمال اينكه مؤلّف نصف اوّل تفسير حاضر موسوم بجلاء الاذهان ابو المحاسن جرجانى باشد و مؤلّف نصف ديگر شخصى ديگر مجهول الاسم معروف بگازر چنان كه از بيانات اين فاضل محترم صريحا برميآيد از قبيل اضغاث احلام و ادناس اوهام است بلكه آنچه از ملاحظهء سراسر تفسير اعمّ از نصف اوّل و دوّم برميآيد آنست كه مؤلّف هر دو نصف يك نفر بوده است پس بر ماست كه دلائلى را كه اين فاضل محترم اقامه فرموده يك بيك جواب داده و عدم قيام آنها را باثبات مدّعاى نامبرده روشن كنيم اينك به يارى خدا مىگوئيم :