خالى مىباشد و رياضت حاصل مىآيد [ 1 ] حقّ جهاده « 1 » .
هرك را درد حقيقت است [ 2 ] طلب حقيقت است [ 2 ] مؤمن آنست كه همچو ماهى بىآب قرار نگيرد اگرچه همه چيزها و همه نعمتها [ 3 ] پيش ماهى نهى ماهى هيچ نيارامد پس مؤمن نيز همچو ماهى بسوى آب مىجهد اكنون در جوى خردك امان نيابد ماهى كه در آنجاش بگيرند و نيز آب تنگ باشد در دام بماند و نيز نگوالد [ 4 ] 60 دريايى بايد تا ماهى نهنگى [ 5 ] شود اگر جسم شيخ [ 6 ] را خرد مىبينى محال مدان دريا را در ضمن وى [ 7 ] بين .
عجب مدار ز دريا و جانور كه دروست * عجب ز جانورى دار كاندرو [ 8 ] درياست
لوح محفوظست كه من مىبينم در آنجا انبيا و اوليا [ 9 ] هر يكى را مىشناسم بعد از احمد مرسل [ 10 ] بسيار اوليا بودند هيچكس را اين مرتبه نبوده است كه مولانا بهاء الدين 61 [ 11 ] را و درين ريايى نيست كه اگر ريايى بودى آخر آنها را گفتمى كه درين جهانند ( كه از ايشان نفعى بود و دفع ضررى ) [ 12 ] علم اينست اگر اين علم را بدانى علمهاى ديگر را جهل گويى علم دين اينست كه آن جهان با اين كس [ 13 ] بماند آن علم دگر را از بهر حيوة
هامش
( 1 ) - سل : شود
( 2 ) - سل : نيست
( 3 ) - سل : اگرچه همه نعمتها
( 4 ) - سل : نگوالت
( 5 ) - سل : دريا بايد تا ماهى نهنگ
( 6 ) - سل : جسم مبارك شيخ
( 7 ) - سل : او
( 8 ) - سل : دان كندرو
( 9 ) - سل : اوليا را
( 10 ) - سل : عليه افضل الصلاة و التحية
( 11 ) - سل : اين مرتبه و مقام نبوده است كه مولانا بهاء الملة و الحق و الدين را قدس اللّه سره العزيز
( 12 ) - سل : عبارت بين ( ) را ندارد .
( 13 ) - سل : جهان
( 1 ) - قرآن كريم ، الحج / 78