متفرّع است بر تعريف ايمان و بنابراين كسانى كه ايمان را تنها تصديق و گرويدن بقلب گرفتهاند بر آن عقيده بودهاند كه ايمان قابل زيادت و نقصان نيست زيرا در آن صورت عبارت است از تصديقى كه بحدّ جزم و قطع رسيده باشد و در چنين حالى تفاضل و زيادت و نقصان متصوّر نمىشود و اين عقيدهء اكثر متكلّمين است و بعضى از فرق جهميّه بدين اصل معتقد بودهاند و امام اعظم ابو حنيفه نعمان بن ثابت نيز بر اين عقيده بوده است .
امّا كسانى كه ايمان را عبارت از تصديق و اقرار و عمل مىشمردهاند قائل بودهاند كه ايمان زيادت و نقصان مىپذيرد و تفاضل درجات ايمان ممكن و متصوّر است و عامّهء اهل حديث بر اين عقيده بودهاند و بعضى گفتهاند كه چون مراتب يقين متفاوتست هرگاه ايمان را عبارت از تصديق تنها فرض كنيم هم قابل زيادت و نقصان است و آيات قرآن را از قبيل :
وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
و آيهء
وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً
ناظر بدين معنى گرفتهاند . جع : مقالات الاسلاميين ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 205 - 197 - 322 ، الارشاد لامام الحرمين الجوينى ، طبع مصر ، ص 399 شرح عقائد نسفيه ، طبع مصر ، ص 183 - 181 شرح مواقف ، طبع آستانه ج 3 ، ص 252 .
( 258 ) - ، س 16 خاكى مىدهيم و پاكى مىستانيم : مقتبس است از گفتهء سيد حسن غزنوى .