گفت در گوشم آن گزيدهء حق * سبق برده ز سابقان بسبق
نكتههايى كه كس نگفت آن را * كرد پيدا نمود برهان را
جان او بود معدن اسرار * همچو خورشيد چشمهء انوار
ز اوليا كس چو او نگفت سخن * فرد بود او بعشق و علم لُدن
سخنش را هر آنكه بشنودى * دايم او را بصدق بستودى
مست گشتى و واله و حيران * خانهء هوش او شدى ويران
( ولدنامه ، طبع طهران ص 179 )
و چون آثار اكثر مشايخ بزرگ مولويّه و تقريرات ايشان بقيد كتابت درآمده و يا خود آنان و يا مريدان و حاضران مجلس الفاظشان را ضبط و ثبت نمودهاند چنان كه مقالات شمس و معارف مولانا موسوم به فيه ما فيه باحتمال اغلب هم بدين صورت تدوين شده است جاى هيچ عجب نيست اگر سخنان نادر مستكننده و هوش رباى سيّد برهان الدّين را هم مستمعان و حاضران محضر فلكى وى بقيد كتابت درآورده و مدوّن ساخته باشند .