گر سنايى دم زند آتش درين عالم زند * اين جهان بىوفا چون ذرّهيى برهم زند
( 17 ) - ، س 12 ، نول : منقار مرغان . مولانا راست :
هرچه جز عشق است شد مأكول عشق * دو جهان يك دانه پيش نول عشق
مثنوى ، طبع طهران 1307 ، ص 505
( 18 ) - ، س 13 ، چوژه : لغتى است در « جوجه » كه در بشرويه « چوژك » تلفّظ مىشود و « چوزه » بزاء اخت الراء نيز آمده است . برهان قاطع ، فرهنگ آنندراج .
( 19 ) ص 10 ، س 3 ، هر لحظه ز عشق الخ : از فريد الدين عطّار است .
مختارنامه ، نسخهء خطّى مكتوب سنهء 888 متعلّق به نگارنده .
( 20 ) - ، س 8 ، در كشتن بنده الخ : ظاهرا اين رباعى بايد چنين باشد :
در كشتن بنده گر هواى دل تست * مقصود من از جهان رضاى دل تست
با بنده بگو هرآنچه باى دل تست * تا بنده همان كند كه راى دل تست
( 21 ) - ، س 9 ، باى : اسم مصدر است از « بايستن ، باييدن » بمعنى ناگزير و ناگزران و ما لا بدّ كه مجازا بمعنى ميل و خواهش درين رباعى به كار رفته است و منوچهرى نيز در همين معنى استعمال كرده است :
آنكس كه نبايد بر ما زودتر آيد * تو ديرتر آيى ببر ما كه ببايى
ديوان منوچهرى بكوشش دبير سياقى ، طبع طهران ، ص 81