تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
يكى باد برخاستى پر ز گرد * درفش مرا سرنگونسار كرد
ز اسب اندر آمد نگونسارسر * شد آن شيردل پير سالار فر
و چنان كه شيخ عطّار در خسرونامه گويد :
دگر اين كشور تركست و چين است * سر سرحدّ تركستان زمين است
كه « سر سرحد » نظير « نگونسارسر » گفته است و نظامى گنجوى « جان داروى جان » به كار برده است ، در بيت ذيل :
سخن جانست و جاندار وى جانست * مگر چون جان عزيز از بهر آنست
و تصوّر مىرود كه استادان پيشين در كلمات مركّب از معنى تركيبى صرف‌نظر كرده و لفظ مركّب را با قطع نظر از تركيب و بمعنى يكى از اجزا به كار برده و برين قياس استعمال آن را با جزو ديگر ثانيا روا مىداشته‌اند ، مانند آنكه نظامى گفته است :
سخن در تندرستى تندرست است * كه در سستى همه تدبير سست است
كه بىهيچ گمان « تندرست » بمعنى مطلق صحيح و درست به كار رفته و الّا اسناد آن به سخن ممكن نمىگرديد و اين امر نظير عملى است كه علماء عربيّت آن را تجريد ( يعنى تجريد لغوى نه تجريد مصطلح در علم بيان كه از انواع و وجوه تشبيه بشمار مىرود ) خوانند و آن عبارتست از مجرّد ساختن لفظ از بعض اجزاء معنى و مدلول چنان كه در آيهء شريفه :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا
( سورهء بنى اسرائيل ، آيهء 1 ) . كه اسراء بردن در شب است و معنى ليل را در بر دارد و بااين‌همه بلفظ ليل مقيّد شده است