عايشه رضى اللّه عنها 172 بعد از وفات رسول صلوات اللّه عليه و سلّم ( مىگفت ) [ 1 ] يا من لم ينم على السّرير و لم يشبع من خبز الشّعير نه از نايافت كه عالميان هرچه يافتند به بركت وى يافتند .
آزادمرد آن باشد كه از رنجانيدن كسى نرنجد جوانمرد آن باشد كه مستحقّ رنجانيدن را نرنجاند .
قال النّبىّ عليه السّلام من قال حين يأوى 173 الى فراشه استغفر اللّه الّذى لا إله الّا هو الحىّ القيّوم و اتوب اليه ثلث مرّات غفر اللّه له ذنوبه و ان كانت مثل زبد البحر او عدد الرّمل او عدد اوراق الاشجار او عدد ايّام الدنيا گفت : « سرگردان چه مىگردى چه مىطلبى » گفت كه : « آب حيات » گفت : « اين همه سرگردانى براى آب حيوة ! » گفت : « يعنى نمىارزد » گفت : « مىارزد » گفت : « كاهلىء تو در طلب از چيست معنيش آنست كى نمىارزد » .
هرگاه كه حق جلّ جلاله بندهء را از بندگان خود در خورد وصال خود آفريند او را بر همهء آفريدگان برگزيند وصال چه باشد ناماندن ، فنا شدن ، از عين حق تعالى هستى يافتن چو تو در ميانه نمانى تو اويى و ليكن تا تو در ميانه ماندهء فانى نشدهء .
پارهء راه تنگ 174 دارى پيش * از در نفس خويش با دل خويش
مولاناى بزرگ 175 رضى اللّه عنه فرموده است كه همه قرآن را
هامش
( 1 ) - اصل : ندارد . بمناسبت اضافه شد