( 316 ) 11 / 20 « تخصيص » .
در عكس دستنوشت كاملا روشن نيست ، ولى گمان دارم كه ضبط و قرائت درست ، همين باشد . سنج :
تفسير شيخ ابو الفتوح ( قدّس سرّه ) ، چ شعرانى ، ج 1 ، ص 355 .
( 317 ) 11 / 20 و 21
« إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ »
.
الأحزاب / 57 .
( 318 ) 11 / 24 « ايمان شما را » .
در دستنوشت چندان روشن نيست ؛ اميدوارم كه درست خوانده باشم .
( 319 ) 11 / 24 و 25 « حيىّ أخطب و اصحاب او از جهوذان مؤمنان را گفتند : . . . » .
سنج : نهج البيان ، ج 1 ، ص 221 و 222 ؛ تفسير شيخ ابو الفتوح ( طاب ثراه ) ، ج 1 ، ص 356 .
( 320 ) 11 / 25 « نمازى كى . . . كرديد » .
« نماز » : پهلوى :
namac
از ايرانى باستان -
nam
( خم شدن ، تعظيم كردن . به معناى بندگى و اطاعت و سجود و پرستش و خدمتگارى و فرمان بردارى باشد . در اصطلاح عبادت مخصوص و واجب مسلمانان كه پنج بار در شبانه روز ادا كنند و آن را به تازى « صلاة » گويند ؛ ( البتّه نماز مستحبّ هم در شريعت هست ) .
( نگر : برهان قاطع ، ص 2167 و 2168 ، متن و حاشية ) « نماز كردن » : نماز گزاردن ، نماز خواندن :
« هر آن كسى كه درين حلقه نيست زنده به عشق * برو نمرده به فتوىّ من نماز كنيد » ( ديوان حافظ ، تصحيح خرّمشاهى ، ص 244 ) .
« اگر درد خويش را مىدرمان جويى برو نماز كن ، و روزهدار ، و علمآموز ، و . . . » ( انس التّائبين ، ص 38 ) .
« پس بر جامهاى كه عاميان نشسته باشند چرا نماز مىكند ، و . . . ؟ » ( كيمياى سعادت ، ج 1 ، ص 144 ) .
( 321 ) 11 / 26 « مباشرت » .
در كتاب المصادر آمده است : « المباشرة : . . . ، و به خويشتن به كارى قيام كردن . » ( ص 640 ) .
در كليله و دمنه آمده : « خردمند مباشرت خطرهاى بزرگ به اختيار صواب نبيند . » ( از شاهدهاى لغتنامهء دهخداست . ) .
( 322 ) 12 / 1 « نموذى » .
نموذى - نموديد . نگر : پيشگفتار مصحّح .
( 323 ) 12 / 3 « برآء بن مغرور » .
« مغرور » در دستنوشت به وضوح با « غين » - و مشكول - كتابت گرديده است لكن در تفسير گرامى مجمع البيان ( ج 1 ، ص 417 ) و تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - ( چ شعرانى ، ج 1 ، ص 357 ) « معرور » به عين چاپ شده است و در « خلاصهء سيرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » ( ص 109 ) نيز . همچنين سنج :
دلائل النّبوّة ، صص 134 تا 137 ؛ و : المعجم المفهرس لألفاظ الحديث النبوىّ ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، ج 8 ، ص 27 .
معلومم نشد ضبط مورد نظر مصنّف « مغرور » بوده يا نقطة - بعمد يا سهو - به علّت ديگر كتابت شده .
« نقبا » .
« نقبا » در لغت جمع « نقيب » است . در تاج الأسامى آمده : « النّقيب : مهتر ، النّقباء جماعة ، . . . » ( ص 581 ) .